تنها

Английски

One

 

I can't remember anything
Can't tell if this is true or dream
Deep down inside I feel the scream
This terrible silence stops it there

Now that the war is through with me
I'm waking up, I cannot see
That there's not much left of me
Nothing is real but pain now

Hold my breath as I wish for death
Oh please god, help me

Back in the womb it's much too real
In pumps life that I must feel
But can't look forward to reveal
Look to the time when I'll live

Fed through the tube that sticks in me
Just like a wartime novelty
Tied to machines that make me be
Cut this life off from me

Hold my breath as I wish for death
Oh please god, wake me

Now the world is gone I'm just one
Oh god, help me

Hold my breath as I wish for death
Oh please god, help me

Darkness imprisoning me
All that I see
Absolute horror
I cannot live
I cannot die
Trapped in myself
Body my holding cell

Landmine has taken my sight
Taken my speech
Taken my hearing
Taken my arms
Taken my legs
Taken my soul
Left me with life in hell

Try to align
Персийски

تنها

Versions: #1#2

نمی توانم چیزی را بیاد بیاورم
نمی توانم بگویم این رویاست یا واقعیت
در اعماق درونم فریادی را حس می کنم
این سکوت ترسناک آن(فریاد)را آنجا(درونم)سرکوب می کند

اکنون که جنگ در درونم است
بیدار می شوم،نمی توانم ببینم
که چیزی از من نمانده
چیزی واقعیت نیست اما درد اکنون

نفسم را می گیرم به طوریکه آرزوی مرگ کنم
آه،خدایا لطفا،کمکم کن

بازگشت در رحم مادر ان خیلی واقعیست
در تپش های زندگی که باید احساس کنم
اما نمی توانم جلو را ببینم تا آشکار کنم
نگاه کردن به زمانی که زندگی خواهم کرد

تغذیه شده توسط لوله ای که به من چسبیده
درست مثل تازگی زمان جنگ
وابسته به ماشین هایی که باعث بودنم می شوند
این زندگی را از خودم جدا کردم

نفسم را می گیرم به طوریکه آرزوی مرگ کنم
آه،خدایا لطفا،بیدارم کن

اکنون جهان رفته است
آه خدایا،کمکم کن

نفسم را می گیرم به طوریکه آرزوی مرگ کنم
آه،خدایا لطفا،کمکم کن

تاریکی زندانی ام کرده
همه ی چیزی که میبینم
ترس مطلق است
نمی توانم زنده بمانم
نمی توانم بمیرم
درون خودم به دام افتادم
بدنم سلولهایست که در آن محبوسم

مین های زمینی بیناییم را گرفته اند
گرفته شده سخنم
گرفته شده شنوایی من
گرفته شده دستانم
گرفته شده پاهایم
گرفته شده روحم
مرا با زندگی جهنمی ترک کرد

Submitted by masih on Четв, 18/08/2011 - 19:03
thanked 10 times
ПотребителTime ago
KeyvanICA1 година 41 седмици
Guests thanked 9 times
3.5
Вашето класиране:Не Средно: 3.5 (2 votes)
Please help to translate "One"
ПотребителPosted ago
KeyvanICA1 година 41 седмици
2
mahsa3 години 9 седмици
5
Коментари
KeyvanICA     Януари 5th, 2013
2

It can be better