نجوا با مهتاب

Angličtina

Talking to the moon

 

I know you're somewhere out there
Somewhere far away
I want you back
I want you back
My neighbors think
I'm crazy
But they don't understand
You're all I have
You're all I have

Chorus:

At night when the stars
light up my room
I sit by myself

Talking to the Moon
Trying to get to You
In hopes you're on
the other side
Talking to me too
Or am I a fool
who sits alone
Talking to the moon

I'm feeling like I'm famous
The talk of the town
They say
I've gone mad
Yeah
I've gone mad
But they don't know
what I know

Cause when the
sun goes down
someone's talking back
Yeah
They're talking back

Chorus:
At night when the stars
light up my room
I sit by myself
Talking to the Moon
Trying to get to You
In hopes you're on
the other side
Talking to me too
Or am I a fool
who sits alone
Talking to the moon

Ahh Ahh,
Ahh Ahh,

Do you ever hear me calling?
Cause every night
I'm talking to the moon
Still trying to get to you

In hopes you're on
the other side
Talking to me too
Or am I a fool
who sits alone
Talking to the moon

I know you're somewhere out there
Somewhere far away

See video
Try to align
Perština

نجوا با مهتاب

میدانم که تو جایی بیرون از اینجا هستی
جایی بسیار دور
میخواهم که بازگردی
میخواهم که بازگردی
همسایگانم فکر میکنند
که من دیوانه ام
اما آنها نمیفهمند
که تو تمام چیزی هستی که من دارم
که تو تمامی چیزی هستی که من دارم

گروه کر:

شب هنگام که ستارگان
اتاق مرا نورباران میکنند
من می نشینم

و با مهتاب نجوا میکنم
تلاشی برای بدست آوردن تو
در امیدی برای یافتنت
در آنسوی دیگر
با من نیز سخن بگو
که آیا من دیوانه ام؟
کسی که تنها می نشیند
با مهتاب نجوا میکند

حس میکن که معروف شده ام
نقل محفل تمامی شهر
آنها میگویند که من مجنون شده ام
آری.مجنون شدم
وی آنها نمیدانند
آنچه را که من میدانم
زیرا هنگامی که خورشید غروب میکند
کسی برای نجوا بازمیگردد
آری
آنها(ستارگان)برای صحبت کردن بازمیگردند
گروه کر:

شب هنگام که ستارگان
اتاق مرا نورباران میکنند
من می نشینم

و با مهتاب نجوا میکنم
تلاشی برای بدست آوردن تو
در امیدی برای یافتنت
در آنسوی دیگر
با من نیز سخن بگو
که آیا من دیوانه ام؟
کسی که تنها می نشیند
با مهتاب نجوا میکند
آه آه
آیا تو اصلا ندای مرا میشنوی؟
که هر شب
تلاش میکنم با مهتاب سخن گویم
تو را بدست آورم
در امیدی برای یافتنت
در آنسوی دیگر
با من نیز سخن بگو
که آیا من دیوانه ام؟
کسی که تنها می نشیند
با مهتاب نجوا میکند

میدانم که تو جایی به دور از اینجا هستی
جایی بسیار دور

Author's comment:

وقتی داشتم ترجمه میکردم. یاد ترانه ای کاوه یغمایی افتادم. گفتم نکنه از روی این ترانه کپی کرده باشه. ولی بهرحال ترانه تحسین بر انگیزی بود. خانم گلاب. برای حسن سلیقه تون در انتخاب ترانه انگلیسی بهتون تبریک میگم. امری که حالا با ترانه های بی معنا دیگه داره کمیاب میشه.
البته ببخشین اگر ترجمه من دارای نقص هست و به بزرگی خودتون پذیرا باشین.

با تقدیم احترامات-

thanked 2 times
0
Vaše hodnocení: Žádná

Komentáře