دیگه جستجو نمیکنم (Call off the search)

دیگه جستجو نمیکنم

دیگه عمرم رو اینگونه سپری نخواهم کرد
در حالیکه منتظر فرشته ای باشم که از آسمونها بیاد
در حالیکه در جستجوی رنگین کمان بی پایانی باشم
حالا که تو رو پیدا کردم دیگه جستجو نخواهم کرد
و دیگه عمرم رو سپری نخواهم کرد
در حالیکه به ستاره های آسمون خیره بشم
و با خودم فکر کنم که آیا عشق به سراغم میاد
حالا که تو رو پیدا کردم دیگه جستجو نخواهم کرد

این بیرون روی پاهای خودم
هرگز نمی تونستم دنیا رو اینجوری ببینم
اینجوری که حالا می بینمش
و یه احساسی دارم
که این دنیا دیگه محو نمیشه

و دیگه روزهامو سپری نخواهم کرد
در حالیکه آرزو میکردم که عشق به سراغم بیاد
چون حالا تو در زندگی منی, یغنی جایی که بهش تعلق داری
حالا که تو رو پیدا کردم دیگه جستجو نخواهم کرد

حالا که تو رو پیدا کردم دیگه جستجو نخواهم کرد

Von leila_persian_girl am Mo, 23/04/2012 - 10:23 eingetragen
Original:
1 Mal gedankt
Nutzervor
Armageddon683 Jahre 42 Wochen
Englisch

Call off the search

Weitere Übersetzungen von "Call off the search"
Englisch → Persisch - leila_persian_girl
Kommentare