هیچ شجاعتی (No Bravery)

Persisch Übersetzung

هیچ شجاعتی

اینجا کودکانی نشسته اند
که دستانشان رو به سوی آسمان بلند است
اشک بر رو روی گونه هایشان خشکیده
او اینجا بوده است
برادران در گورهایی کم عمق آرمیده اند
و پدر بدون هیچ نشانه ای گم شده
و ملتی نسبت به سیه روزی آنها کور و بی اعتنا
از زمانی که او اینجا بوده است
 
ومن هیچ شجاعتی نمی بینم
دیگر هیچ شجاعتی در چشمان تو نمی بینم
تنها غم و اندوه
خانه ها طوری سوختند که تعمیر آنها غیر ممکن است
بوی مرگ در هواست
زنی که که در ناامیدی می گرید گویای آن است(می گوید)
او اینجا بوده است
منوری آسمان را روشن می کند
نوبت خانواده هایی دیگر است تا بمیرند
کودکی که آنقدر ترسیده که حتی نمی تواند فریاد بزند گویای آن است که
او اینجا بوده است
و من هیچ شجاعتی نمی بینم
دیگر هیچ شجاعتی در چشمان تو نمی بینم
تنها غم و اندوه
اینجا کودکانی نشسته اند
که دستانشان رو به سوی آسمان بلند است
اما هیچ کس این سوال را نمی پرسد که چرا
او اینجا بوده است
پیرمردها به زانو در آمده سرنوشتشان را می پذیرند
همسران و دختران مجروح شده و مورد تجاوز قرار می گیرند
نسلی غرق در نفرت شد
گویای این که او اینجا بوده است
و من هیچ شجاعتی نمی بینم
دیگر هیچ شجاعتی در چشمان تو نمی بینم
تنها غم و اندوه
 
Von mina-daisy am Fr, 10/08/2012 - 17:40 eingetragen
Kommentare des Autors:

این هم ترجمه یکی دیگر از ترانه های زیبای جیمز ترانه خیلی تاثیر گذاریه مخصوصا اجرای زنده اش اگر اشتباه نکنم تو استودیو تلویزیونی

3 Mal gedankt
Gäste haben sich 3 Mal bedankt
Englisch

No Bravery

There are children standing here,
Arms outstretched into the sky,
Tears drying on their face.
He has been here.
 

Mehr

Kommentare