تردید ها (Turning Tables)

Persisch Übersetzung

تردید ها

به اندازه ی کافی به شروع یک جنگ نزدیک شده ایم
تمام چیزی که دارم روی زمین است
فقط خدا می داند که برای چه می جنگیم
هر چیزی که میگویم،تو همیشه بیشترش را میگویی
 
نمیتوانم با تردید های تو کنار بیایم
زیر شست تو،نمیتوانم نفس بکشم
 
پس،نمیخواهم اجازه دهم که آنقدر به من نزدیک شوی که آسیب برسانی
نه،نمیخواهم نجاتت دهم،تنها میخواهی ترکم کنی
نمیتوانم به تو چیزی را که فکر میکنی به من داده ای بدهم
زمان خداحافظی با تردید ها فرا رسیده
با تردید ها
 
زیر آسمانهای شکار شده میبینم
جایی که عشق گم میشود،جایی که روح تو پیدا میشود
در برابر صدها طوفان برای ترک تو با شجاعت مقاومت کردم
هر چه تلاش کنی،هرگز نخواهی توانست مرا به زانو در آوری
 
نمی توانم با تردید های تو کنار بیایم
زیر شست تو،نمیتوانم نفس بکشم
 
پس،نمیخواهم اجازه دهم که آنقدر به من نزدیک شوی که آسیب برسانی
نه،نمیخواهم نجاتت دهم،تنها میخواهی ترکم کنی
نمیتوانم به تو چیزی را که فکر میکنی به من داده ای بدهم
زمان خداحافظی با تردید ها فرا رسیده
با تردید ها
 
دفعه ی دیگر شجاع تر خواهم بود
ناجی خودم خواهم بود
هنگامی که رعد مرا می خواند
دفعه ی دیگر شجاع تر خواهم بود
ناجی خودم خواهم بود
روی پاهای خودم می ایستم
 
پس،نمیخواهم اجازه دهم که آنقدر به من نزدیک شوی که آسیب برسانی
نه،نمیخواهم نجاتت دهم،تنها میخواهی ترکم کنی
نمیتوانم به تو چیزی را که فکر میکنی به من داده ای بدهم
زمان خداحافظی با تردید ها فرا رسیده
با تردید ها
 
Von masih am Di, 08/05/2012 - 18:18 eingetragen
32 Mal gedankt
Nutzervor
Miley_Lovato4 Jahre 38 Wochen
melika994 Jahre 41 Wochen
edris10004 Jahre 41 Wochen
Gäste haben sich 29 Mal bedankt
Englisch

Turning Tables

Close enough to start a war
All that I have is on the floor
God only knows what we're fighting for
All that I say, you always say more
 

Mehr

Idioms from "Turning Tables"
NutzerVeröffentlicht vor
Miley_Lovato4 Jahre 38 Wochen
5
edris10004 Jahre 41 Wochen
5
Kommentare
golnoush     Juni 2nd, 2012

khube ha vali yekam malmoos nis ...
albate nazare mane Smile

masih     Juni 2nd, 2012

akhe man tarjomeye tahtolafzi kardam...shayad be in khater bashe