استخوانهامون

Englisch

Your Bones

In the spring we made a boat,
Out of feathers, out of bones.
We set fire to our homes,
Walking barefoot in the snow.

Distant rhythm of the drum
As we drifted towards the storm.
Baby lion lost his teeth,
Now they're swimming in the sea.

Troubled spirits on my chest
Where they laid to rest.
The birds all, left my tall friend,
As your body hit the sand.
Million stars up in the sky
Formed a tiger's eye
That looked down on my face,
Out of time and out of place.

So hold on,
Hold on to what we are,
Hold on to your heart.

Awaken by the sound
Of a screaming owl,
Chasing leaves in the wind,
Going where we've never been.
Said goodbye to you my friend
As the fire spread.
All that's left are your bones
That will soon sink like stones.

Video
Versuchen, die Spalten einander anzugleichen
Persisch

استخوانهامون

در بهار خانه اي ساختيم
از پرها، از استخوانها
در خانه مون آتش روشن ميكنيم
پاي برهنه در برف راه ميريم
ريتم دور طبل
همونطور كه به سمت طوفان كشيده ميشيم
بچه شير دندونش رو از دست ميده
حالا دارن در دريا شنا ميكنن
ارواح آزارديده در قفسه سينه ام
جايي كه براي استراحت آرميدن
همه پرندگان، دوست بلند قدم رو ترك كردن
درحالي كه بدنت با شن ها برخورد ميكنه
ميليون ها ستاره در آسمان
شكل چشم يه ببر رو به خودشون گرفتن
كه از بالا به صورتم نگاه ميكنه
خارج از زمان و مكان
پس صبر كن
به چيزي كه هستيم صبر كن
با قلبت صبر كن
كه با صدا بيدار شده
از جيغ يه جغد
برگها رو در باد تعقيب ميكنه
به جايي ميره كه ما هرگز نبوديم
با دوستم خداحافظي كرد
همونطور كه آتش پخش ميشه
استخوانهات باقي ميمونه
كه بزودي مثل سنگ شناور ميشه

Von orkideh am Sa, 07/04/2012 - 06:08 eingetragen
2 Mal gedankt
Gäste haben sich 2 Mal bedankt
0
Deine Bewertung: Keines
Kommentare