معتاد تو (Addicted To You)

Persian translation

معتاد تو

Versions: #1#2#3
باید عطری بود که استفاده میکنی
یا آبی که باش حموم میکنی
ولی هر کار کوچیکی که انجام میدی،
برام مثه یه عمل بزرگ(خارق العاده) میمونه
 
تو اون شب منو بوسیدی
اونی که آخرین روز از لب های تو بود
هروقت یادم میفته،
سنگینیه یه صخره رو توی سینه ام حس میکنم.
 
چشم های تو قهوه ای اند
با این خط(رگ،رگه) سبز رنگ
این صورت بچگونه ی توئه
و این خنده ی نیرومند
 
من معتاد توئم
چون پوست تو (مثل) یه شرارته
عزیزم من معتاد توئم
میخوام هر کاری که میخوای بکنی
 
من معتاد توئم
چون پوست تو (مثل) یه شرارته
عزیزم من معتاد توئم
میخوام هر کاری که میخوای بکنی
 
برای لذت بردن خالص از شناور(معلق)بودن
الان اگه منو جاری میکنه
دیگه خوابو خوراکی برام نمیمونه(دیگه نه میتونم بخوابم و نه غذا بخورم)
مثه آدمای با حجب و حیا که اینکارو میکنن.
 
خاطره و یاد تو در درون من(پیش من) مونده
اینطوری،مثل یه سنجاق سینه(یا یه چیز کوچیک تزیینی) که به بالشم چسبیده باشه
و تو درعوض،خاطره ای از یه مایه داری
هیچی یادت نمیاد.
 
دست های تو مردونه اند
بویی که درپشت تو میاد
اونی که هیچ اسمی نداره
اونی که نگاهتو خواهد گرفت.
 
من معتاد توئم
چون پوست تو (مثل) یه شرارته
عزیزم من معتاد توئم
میخوام هر کاری که میخوای بکنی
 
من معتاد توئم
چون پوست تو (مثل) یه شرارته
عزیزم من معتاد توئم
میخوام هر کاری که میخوای بکنی
 
Submitted by khosroxx on Fri, 13/07/2012 - 10:08
Author's comments:

Plz help me with translating the sentence "cual si furea el unico dia de tu boca".
I don`t think if it makes sense.
khosroxx@gmail.com

thanked 6 times
UserTime ago
Alice Cullen3 years 18 weeks
kiko4 years 22 weeks
Guests thanked 4 times
Spanish

Addicted To You

Debe ser el perfume que usas
O el agua con la que te bañas
Pero cada cosita que haces
A mí me parece una hazaña
 

More

Comments