Alireza Ghorbani - Ākharīn Jūr'eye Jām (آخرين جرعه جام)

Persian

Ākharīn Jūr'eye Jām (آخرين جرعه جام)

همه میپرسند
چیست در زمزمه ی مبهم آب؟
چیست در همهمه ی دلکش برگ؟
چیست در بازی آن ابر سپید
روی این آبی آرام بلند
که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال؟
 
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
نه به این آبی آرام بلند
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
به تو می اندیشم
 
تو بدان این را، تو تنها بدان بیا
تو بمان با من ، تو تنها بمان
قصه ی ابر هوا را ، تو بخوان
تو بمان با من ، تو تنها بمان
در دل ساغر هستی تو بجوش
من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی ست
آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش
 
Submitted by Mohamadreza Fathi on Fri, 20/10/2017 - 12:52
Last edited by Fantasy on Thu, 02/11/2017 - 15:14
Added in reply to request by hunhxc
Thanks!thanked 1 time

 

Translations of "Ākharīn Jūr'eye Jām (آخرين جرعه جام)"
Alireza Ghorbani: Top 5
Comments