عزيزم يه بار ديگه (Baby One More Time)

Persian translation

عزيزم يه بار ديگه

اوه عزيزم، عزيزم
اوه عزيزم، عزيزم
اوه عزيزم، عزيزم
چطور بايد ميدونستم
كه يه چيزي اينجا اشتباه بوده
اوه عزيزم، عزيزم
نبايد ميذاشتم بري
و حالا از ديد خارج شدي، آره
نشونم بده، چطور ميخواي باشي
بهم بگو عزيزم
چون حالا بايد بدونم چي گرفتيم
تنهايي ام داره منو ميكشه، و من
بايد اعتراف كنم، هنوزم باور دارم، هنوز باور دارم
وقتي با تو نيستم عقلم رو از دست ميدم
بهم يه نشونه بده
عزيزم يكبار ديگه منو بزن
اوه عزيزم، عزيزم
دليل اينكه نفس ميكشم توئي
پسر، منو كور كردي
اوه عزيزم؛ عزيزم
كاري نيست كه نكنم
اونطور برنامه ريزي اش نكرده بودم
نشونم بده، ميخواي چطور باشه
بهم بگو عزيزم
چون بايد بدونم چي گرفتيم
تنهايي ام داره منو ميكشه، و من
بايد اعتراف كنم، هنوزم باور دارم، هنوزم باور دارم
وقتي با تو نيستم عقلم رو از دست ميدم
بهم يه نشونه بده
عزيزم يكبار ديگه منو بزن
اوه عزيزم، عزيزم
اوه عزيزم، عزيزم
آه، بله، بله
اوه عزيزم، عزيزم
چطور بايد ميدونستم
اوه عزيز قشنگم
نبايد ميذاشتم بري
بايد اعتراف كنم، كه تنهايي ام
حالا داره منو ميكشه
نميدوني هنوزم باور دارم
كه اينجا خواهي بود
و بهم يه نشونه بده
عزيزم يكبار ديگه منو بزن
تنهايي ام داره منو ميكشه
بايد اعتراف كنم، هنوزم باور دارم
وقتي با تو نيستم، عقلم رو از دست ميدم
بهم يه نشونه بده
عزيزم يكبار ديگه منو بزن
بايد اعتراف كنم، كه تنهايي ام
حالا داره منو ميكشه
نميدوني هنوزم باور دارم
كه اينجا خواهي بود
و بهم يه نشونه بده
عزيزم يكبار ديگه منو بزن
 
Submitted by orkideh on Thu, 12/04/2012 - 06:05
thanked 8 times
Guests thanked 8 times
English

Baby One More Time

Oh baby, baby
Oh baby, baby
Oh baby, baby
How was I supposed to know
 

More

UserPosted ago
leila_persian_girl4 years 45 weeks
4
Comments