Gente del Pueblo - Camino amargo (Persian translation)

Spanish

Camino amargo

Amargura en el camino
Hay silencio sobre el aire
En su peso hay una pena
Que no se da cuenta nadie
Pero yo he visto nacer
Una fuente en su mirada
Y en sus labios una sonrisa
La tristeza le borraba
 
Jornalero Jornalero
Que no deja de luchar
Por un trabajo en la tierra
Para ganarse su pan
El corazón de hierro
Que lo quiere condenar
Los perfiles del silencio
Quiere obligar a callar
 
Le quieren quitar al hombre
De soñar cruzar la fuente
Que un día riegue los surcos
Con el sudor de su frente
Pero un triste atardecer
Que ya nunca olvidará
Son tantas Las condenas
Que se tendrá que alejar
 
Jornalero Jornalero
Que no deja de luchar
Por un trabajo en la tierra
Para ganarse su pan
El corazón de hierro
Que lo quiere condenar
Los perfiles del silencio
Quiere obligar a callar
 
(y si te marchas de aquí,
a dónde irás compañero?
A dónde irás buen amigo?
A dónde irás jornalero?
Qué pensaran tus niños
cuando se vean camino del exilio
por tus veredas?
 
Submitted by Χωπόνως on Wed, 28/03/2012 - 20:24
Last edited by Fary on Thu, 23/11/2017 - 12:19
Align paragraphs
Persian translation

راهی تلخ

تلخ‌کامی در مسیر راه
سکوتی سرد در بطنِ هوا
در قدم‌های‌اش نهفته دردِ جانکاهی
که بر آن هیچکس گویی ندارد چشم
من اما خود، بارها دیدم
که می‌جوشد از پسِ خیره‌نگاهِ او
میلادِ گرانِ چشمه‌ای از آب
و لبخندی پُرآهنگ بر لبان‌اش
دریغا لیک
که با خود سُفت، با خود بُرد
آوارِ پلیدِ درد
هر دو.
 
آی کارگران روزمزد!
آی کارگران روزمزد!
پیوسته در تقلا
در جستجوی کار اینجا، در جستجوی کار آنجا
تا نانِ خود بیابید، تا شب کنید فردا!
 
قلبِ سنگیِ کارفرما
محکومیت‌اش را طلب می‌کند
و نیمرخِ سکوت
خاموشی‌اش را
آنان به غارت رویای او کمر بسته‌اند؛ رویایِ تحققِ بهار
رویای آنکه روزی
زمینِ خود را
خود
با عرقِ جانِ خویش
آبیاری کند
 
اما در شبی غمگین
شبی کو تا ابد در ذهن خواهد داشت
باید از اینجا بار بندد ره بسوی ناکجاآباد
چرا که
دشمنانِ او
بسی بسیار و
بسیارند گناهانی
که بر او می‌شمارند
که او را عاملِ فقر خود و
محکوم می‌دانند
 
آی کارگران روزمزد!
آی کارگران روزمزد!
پیوسته در تقلا
در جستجوی کار اینجا، در جستجوی کار آنجا
تا نانِ خود بیابید، تا شب کنید فردا!
 
اما گر ز اینجا رخت بربندی
کجا خواهی توانست رفت، رفیق من؟
کجا خواهی توانست رفت، گرامی یاور من؟
کجا خواهی توانست رفت، ای محروم، ای روزانه دایم در پیِ کار؟
چه خواهند گفت فرزندانِ تو فردا
به هنگامی که خود رَه می‌سپارند در کنارت
در مسیرِ تلخِ این تبعیدِ جانفرسا؟
 
Submitted by shahram1900 on Sat, 12/05/2012 - 16:42
Author's comments:

این ترانه سرود بسیار زیبایی است که توسط گروه جنته دل پوئبلو در دهه ۱۹۷۰ تنظیم و اجرا شد و حکایت زندگی پردرد کارگران روزمزد مزارع در اسپانیا است. دوستی متن ترانه سرود را که با گویش منطقه سویل اسپانیا خوانده شده برایم تهیه کرد و دوست دیگری آنرا از اسپانیایی به انگلیسی ترجمه کرده و لذا امکان خطا در هر کدام از این دو کار و به تبع
آن در ترجمه فارسی من کم نخواهد بود. ترجمه فارسی این ترانه سرود، برداشتی است آزاد از متن انگلیسی تقدیم به کارگران محروم و مبارز جهان

More translations of "Camino amargo"
Idioms from "Camino amargo"
See also
Comments