بازگشت به زندگی (Coming Back To Life)

Persian translation

بازگشت به زندگی

کجا بودی وقتی داشتم می سوختم و میشکستم
روزایی که پشت پنجره سپری می کردم
کجا بودی وقتایی که من آسیب دیده و ناامید بودم
"به خاطر چیزایی که تو گفتی و کارایی که اطراف من انجام دادی
وقتی که تو خودتُ با سماجت تو واژه های یکی دیگه دنبال می کردی
می مردی واسه باور چیزایی که میشنیدی
من مستقیما خیره می شدم به طلوع خورشید
گم شده در گمان و گم شده در زمان
وقتی که بذر زندگی . بذر تغییر کاشته می شد
بیرون بارون تاریک و آروم می بارید
وقتی که من به این تفریح پرخطر غیرقابل مقاومت فکر می کردم
من سفری آسمونی کردم در طول سکوتمون
می دونستم اون لحظه رسیده بود
برای کشتن گذشته و بازگشت به زندگی
من سفری آسمونی کردم در طول سکوتمون
می دونستم انتظار رسیده بود
و مستقیما ابتدای خط ایستادم... به سوی طلوع خورشید
 
Submitted by Paris on Tue, 21/02/2012 - 14:57
thanked 19 times
UserTime ago
sweetman19854 years 49 weeks
Guests thanked 18 times
English

Coming Back To Life

Where were you when I was burned and broken
While the days slipped by from my window watching
And where were you when I was hurt and I was helpless
'Cause the things you say and the things you do surround me
While you were hanging yourself on someone else's words
Dying to believe in what you heard
I was staring straight into the shining sun
 

More

Comments
masih     March 12th, 2012

زیبا بود...مرسی...

Paris     April 18th, 2012

مرسی