عاشق (L'Amoureuse)

Persian translation

عاشق

انگار کسی امید و آرزو را احضار کرده
 
خیابان ها باغ شده اند(یا هستند) ، در پیاده روها می رقصم
 
انگار بازوانم تبدیل به بال شده اند
 
که هر لحظه که پر می کشد، من بتوانم آسمان را لمس کنم
 
که هر لحظه که درمی گذرد، بتوام آسمان را بخورم
 
برج های ناقوس خم می شوند، درخت ها دری وری می گویند
 
سقوط می کنند به زیر سرخ ترین برگ های پاییزی
 
برف دیگر آب نمی شود، باران به نرمی آواز می خواند
 
و حتی چراغ های خیابان هم بی صبری می کنند
 
و حتی سنگ ها هم خود را مهم می پندارند
 
چون من عاشقم، آری من عاشقم
 
و تنها یک چیز را در دست می گیرم
 
من عاشقم، عاشق تو ام
 
و برای تو می خوانم تنها یک چیز را (خیلی مطمئن نیستم)
 
آنجا بودن چقدر ارزش دارد، چقدر ارزش دارد
 
زمان بازایستاده، ساعت ها بی ثبات شده اند
 
دقیقه ها می لرزند و بی حوصلگی کشتی های آدم را غرق می کند (یا می شکند)
 
همه چیز ناشناخته به نظر می آید، همه چیز زیر دندان خرچ-خرچ می کند
 
و صدای اندوه کم کم دور میشود
 
و صدای گذشته بسادگی خفه می شود
 
دیوارها سنگ ها را عوض می کنند
 
آسمان ابرها را (عوض می کند)
 
دیده شده که به من گفته اند: سرنوشت خود را نشان می دهد
 
او شبیه هیچ چیزی نبود، انگار می خواست همه چیز را ببرد
 
او مثل تو بود، مثل تو راه می رفت... (امیدوارم درست معنی کرده باشم)
 
چون من عاشقم، آری من عاشقم
 
و تنها یک چیز را در دست می گیرم
 
من عاشقم، عاشق تو ام
 
و برای تو می خوانم تنها یک چیز را (خیلی مطمئن نیستم)
 
آنجا بودن چقدر ارزش دارد، چقدر ارزش دارد
 
Submitted by Farrokh on Tue, 28/08/2012 - 16:55
Author's comments:

99words-it.blogfa.com

French

L'Amoureuse

videoem: 
Comments