Mahira Tahiri - Aghosh e Bahar

Persian

Aghosh e Bahar

شب باد هوا را ز غم یار رها کرد
یار از پس دروازه مرا باز صدا کرد
در خانه کسی نیست که بر دست بیفتیم
بیچاره ... باز دو صد ... ما کرد
بیچاره ... باز دو صد ... ما کرد
 
دروازه که باز است چرا نمی‌درآیی
آغوش پر از بهار خود نمی‌گشایی
هر بار مرا دیده و سنجیده چه سازی
دیوانه منم یار که تو اغوای خدایی
هر بار مرا دیده و سنجیده چه سازی
دیوانه منم یار که تو اغوای خدایی
 
بیگانه نه‌ای راست بیا سوی صدایم
تا راز نهان دل خود بر تو گشایم
تو در بر من نشینی از عشق سرایی
خوشبخت شوم از ته دل خنده نمایم
از ته دل خنده نمایم
 
دروازه که باز است چرا نمی‌درآیی
آغوش پر از بهار خود نمی‌گشایی
هر بار مرا دیده و سنجیده چه سازی
دیوانه منم یار که تو اغوای خدایی
هر بار مرا دیده و سنجیده چه سازی
دیوانه منم یار که تو اغوای خدایی
 
در کوچه فقط غیبت دلداده ... است
بر دوش دلم طعنه دیدار تو بار است
ما در پی رفتن به چمنزار وصالیم
ای وای خدا خلق تو را بر من چه کار است
 
دروازه که باز است چرا نمی‌درآیی
آغوش پر از بهار خود نمی‌گشایی
دروازه که باز است چرا نمی‌درآیی
آغوش پر از بهار خود نمی‌گشایی
هر بار مرا دیده و سنجیده چه سازی
دیوانه منم یار که تو اغوای خدایی
هر بار مرا دیده و سنجیده چه سازی
دیوانه منم یار که تو اغوای خدایی
دیوانه منم یار که تو اغوای خدایی
 
Submitted by Mohsen Rajabi on Tue, 12/09/2017 - 18:33
Submitter's comments:

The song is in Dari Persian, But I am a Farsi Persian speaker, and unfortunately I couldn't understand some words of this beautiful lyrics and I used "..." to fill them later.

Added in reply to request by Kicia14021991
thanked 1 time

 

Mahira Tahiri: Top 3
Comments