ستاره بامدادی (Morgenstern)

Persian translation

ستاره بامدادی

و دختریست بسیار زشت و وقتی تاریک میشود
همان موقعی که او به آسمان نگاه میکند
بعد از موقعی که نور گریخته
ستاره به به صورتش درآن پائین میتابد
زیرا که باید روزها مخفی باشد
زیرا نمیخواهد زشتی اش نور را نیز بترساند
توی سایه ها سپری میکند تا اینکه افتاب محو بشود
و ستاره ایی میبینه درخشان در هاله ای چشمکزن و دعا میکنه
زیبایی را بر چهره ام به نگار
 
ستاره بامدادی بدرخش
بر این چهره ام
قالبی از نوری گرم
بتابان بر این چهره ترسیده ام
بگو که تنها نیستم
زشتی،تو زشتی(خطاب به خود)
 
تنها در شب میروم
پرنده های شامگاهی نیز خاموش شده اند
ازدحام فرزندان خورشید را دیده ام(فروغ های خورشید)
وبسوی اسمان ستاره باران فریاد کشیده ام
 
ستاره بامدادی بدرخش
از زبان ستاره:به چهره دوستدارم میتابم
نقشی از نوری گرم
بر چهره ترسیده اش میزنم
بگو او را که او تنها نیست
 
ستاره بامدادی بدرخش
به این روان من بتاب
قالبی از نور گرم بریز
بر قلبی که درآستانه شکستن است
به او بگو که گریه نمیکنم
زیرا که تو،زشتی
در یک کلام تو زشتی
انسانها مخلوقاتی ظاهربین اند
چیزهای زیبا را فقط میخواهند
اما تو،زیبا نیستی،نه
 
بند زیر اززبان داستان گو گفته میشه:
ستاره بامدادی بدرخش
به چهره کسی که دوستش دارم
نقشی بزن از نوری گرم
بر آن چهره ترسیده اش
بگویش که تنها نیست
 
ستاره میخواهد که بدرخشد
به چهره کسی که دوستش دارم
سینه ام را گرم میکند و تکان میدهد
آنجا که زندگی می تپد(قلب)
تا ببیند که او مانند قلبش
زیبا شده!
 
-_-با تشکر از Incognito -_-
 
Submitted by esther_ster on Thu, 05/04/2012 - 11:38
thanked 4 times
Guests thanked 4 times
German

Morgenstern

Sie ist hässlich daß es graut
Wenn sie in den Himmel schaut
Dann fürchtet sich das Licht
Scheint ihr von unten ins Gesicht
So muß sie sich am Tag verstecken
Will das Licht doch nicht erschrecken
Lebt im Schatten bis der Schein vergeht
Sieht einen Stern im Zwielicht prangen und fleht
 

More

Rammstein: Top 6
Comments
Sciera     May 30th, 2015

The lyrics have been updated. Besides formatting and orthographic corrections quite some other changes were made:
"Wer will das Licht doch nicht erschrecken"
-> "Will das Licht doch nicht erschrecken"
"Sieht einen Stern sie nicht prangen und fleht
Meine Schönheit auf die Wangen"
-> "Sieht einen Stern im Zwielicht prangen und fleht
Mal mir Schönheit auf die Wangen"
"Und so lief ich in den gestörten Himmel "
-> "und so
Rief ich in den gestirnten Himmel"
"Auf sein Herz das bricht"
-> "Auf ein Herz das bricht"
"Wärmt die Brust mir geht"
-> "Wärmt die Brust mir bebt"
"Mit dem Herzen sie"
"Mit dem Herzen sehen"