دوست از بیچارگی برخاسته‌ی من

English

My Friend of Misery

 

You just stood there screaming
Fearing no one was listening to you
They say the empty can rattles the most
The sound of your voice must soothe you
Hearing only what you want to hear
And knowing only what you've heard
You you're smothered in tragedy
And you're out to save the world

Misery
You insist that the weight of the world
Should be on your shoulders
Misery
There's much more to life than what you see
My friend of misery

You still stood there screaming
No one caring about these words you tell
My friend before your voice is gone
One man's fun is another's hell
These times are sent to try men's souls
But something's wrong with all you see
You you'll take it on all yourself
Remember, misery loves company

Misery
You insist that the weight of the world
Should be on your shoulders
Misery
There's much more to life than what you see
My friend of misery
You just stood there screaming
My friend of misery
My friend of misery

Try to align
Persian

دوست از بیچارگی برخاسته‌ی من

Versions: #1#2

تو تنها آنجا ایستاده بودی و فریاد میزدی
نگران اینکه مبادا کسی به تو توجه نکند
آنها میگویند قوطی خالی بیشتر صدا می دهد
و تو باید با سخنان خودت تسکین پیدا کنی
تنها آنچه را دلت می‌خواهد می شنوی
و تنها انچه را می شنوی می آموزی
تو در یک تراژدی مدفون شده ای
و تو رسالت داری که جهان را نجات دهی

بیچارگی ...
تو تاکید داری که وزن جهان
باید روی دوش تو باشد
بیچارگی ...
زندگی چیز هایی خیلی بیشتر از انچه دیده برای دیدن دارد
ای دوست از بیچارگی برخاسته‌ی من

تو هنوز آنجا ایستاده بودی و فریاد می زدی
و کسی اهمیتی به حرفهایی که میزدی نمی داد
دوست من صدای تو پیش از این از دست رفته است
تفریح یک انسان، جهنم انسان دیگری است
این موقعیت ها برای آزمایش روح انسان آفریده شده اند
اما تمام انچه که تو می بینی اشکالی دارد
تو، تو همه اینها را تنها به دوش خواهی کشید ؟
به یاد داشته باش، بیچارگی شراکت را دوست دارد

بیچارگی ...
تو تاکید داری که وزن جهان
باید روی دوش تو باشد
بیچارگی ...
زندگی چیز هایی خیلی بیشتر از انچه دیده برای دیدن دارد
ای دوست از بیچارگی برخاسته‌ی من

تو تنها آنجا ایستاده بودی و فریاد می زدی ...
ای دوست از بیچارگی برخاسته من ...
ای دوست از بیچارگی برخاسته‌ی من ...

Submitted by sohrab.starlight on Sat, 28/07/2012 - 18:16
thanked 1 time
Guests thanked 1 time
0
Your rating: None
Comments