دانشمند (The Scientist)

Persian translation

دانشمند

بیا تا با هم ملاقات کنیم، تا به تو بگویم که چقدر متاسفم
 
نمی دانی که چقدر دوست داشتنی هستی
 
باید تو را پیدا کنم، به تو بگویم که چقدر نیازمندت هستم
 
و بگویم که باعث تشویش تو شدم
 
راز هایت را به من بگو، سوال هایت را از من بپرس
 
بیا تا از اول شروع کنیم
 
در مسیر بازگشت به گذشته از هم پیشی بگیریم، راه برگشتن را دنبال کنیم
 
هیچ کدام از آن دانشمندانی که گرد هم آمده بودند،
 
نگفتند که این کار آسانی هست
 
این مایه ی شرم است
 
هیچ کس نگفت این کار آسان بوده
 
هیچ کس نگفته است که این کار ممکن است آسان باشد
 
مرا برگردان به سرآغاز قصه
 
داشتم درباره ی آمار و ارقام حدس و گمان می زدم
 
معما ها را دوباره بررسی کردم
 
سوال هایی درباره ی علم! علم و پیشرفت آن!
 
مانند قلب من با صدای بلند صحبت نکن
 
و بگو که عاشقمی، برگرد و دوباره به من بپیوند
 
و من به سرعت به آغاز باز می گردم
 
در مسیر بازگشت، از تو پیشی میگیرم، به دنبال راه برگشت می گردم
 
برگرد، درست مانند گذشته ها
 
هیچ کس نگفت که این کار آسان بوده است
 
این مایه ی شرم است
 
هیچ کس نگفت که این کار آسان بوده است
 
هیچ کس نگفته است که این کار ممکن است آسان باشد
 
من دارم به ابتدا باز می گردم
 
Submitted by edris1000 on Mon, 16/01/2012 - 18:47
thanked 8 times
UserTime ago
Guest10 weeks 5 days
adelej4 years 14 weeks
Guests thanked 6 times
English

The Scientist

Come up to meet you, tell you I'm sorry
You don't know how lovely you are
 
I had to find you
 

More

Comments