پس او می رقصد (So she dances)

Persian translation

پس او می رقصد

والس...وقتی که وارد اتاق می شود
موهایش را از صورتش کنار می زند
رو به پنجره می کند تا در مهتاب برقصد(تاب بخورد)ء
حتی سایه اش هم زیباست
والس...برای دختری دست نیافتنی
دست هایش را به سوی آسمان می برد
با موسیقی حرکت می کند
آهنگ معشوق اوست
ترانه او را به گریه می اندازد
 
پس او می رقصد
درون و بیرون جمعیت...مانند یک نظر(نگاه)ء
این افسانه(عاشقانه)ء
مرا دورادور با سکوتش صدا می زند
 
والس... برای فرصتی که باید از آن استفاده کنم
ولی چطور بفهمم که از کجا شروع کنم؟
او در بین صور فلکی و رویاها می چرخد
ریتم او...ضربان قلب من است
 
پس او می رقصد
درون و بیرون جمعیت...مانند یک نظر(نگاه)ء
این افسانه(عاشقانه)ء
مرا دورادور با سکوتش صدا می زند
 
نمی توانم تا ابد به نگاه کردن ادامه دهم
این منظره را رها می کنم تا به او بگویم
 
وقتی چشمانم را می بندم می بینم که...ء
نورها بر من و تو می درخشند
زمین رقص از آن ماست
و تو در آغوش منی
چطور می توانم چیزی بیشتر بخواهم؟
 
پس او می رقصد
درون و بیرون جمعیت...مانند یک نظر(نگاه)ء
این افسانه(عاشقانه)ء
مرا دورادور با سکوتش صدا می زند
 
نمی توانم تا ابد به نگاه کردن ادامه دهم
این منظره را رها می کنم تا به او بگویم
 
Submitted by Delarammir on Mon, 04/04/2011 - 11:40
thanked 3 times
Guests thanked 3 times
English

So she dances

More translations of "So she dances"
English → Persian - Delarammir
5
UserPosted ago
ra_reirei5 years 13 weeks
5
Samane.zt
5
Comments