فقط تو

Spanish

Solamente Tú

Regálame tu risa,
enseñame a soñar
con solo una caricia
me pierdo en este mar
Regálame tu estrella,
la que ilumina esta noche
llena de paz y de armonía,
y te entregaré mi vida

Haces que mi cielo
vuelva a tener ese azul,
pintas de colores
mis mañanas solo tú
navego entre las olas de tu voz
y tú, y tú, y tú, y solamente tú
haces que mi alma se despierte con tu luz
y tú, y tú, y tú..

Enseña tus heridas y así la curará
que sepa el mundo entero
que tu voz guarda un secreto
no menciones tu nombre que en el firmamento
se mueren de celos
tus ojos son destellos
tu garganta es un misterio

Haces que mi cielo
vuelva a tener ese azul,
pintas de colores
mis mañanas solo tú
navego entre las olas de tu voz
y tú, y tú, y tú, y solamente tú
haces que mi alma se despierte con tu luz
y tú, y tú, y tú, y solamente tú
haces que mi alma se despierte con tu luz
y tú, y tú, y tú..

No menciones tu nombre que en el firmamento
se mueren de celos
tus ojos son destellos
tu garganta es un misterio

Hace que mi cielo
vuelva a tener ese azul,
tintas de colores
mi mañana solo tú
navego entre la sola de tu voz
y tú, y tú, y tú, y solamente tú
hace que mi alma se despierte con tu luz
y tú, y tú, y tú..

See video
Try to align
Persian

فقط تو

خنده ات را به عنوان هدیه ای به من ببخش
رویا را به من بیاموز
تنها با نوازش کردن
خودم را در این دریا گم میکنم
ستاره ات را به من ببخش
تنها نوری که این شب را روشن می کند
مملو از صلح و هماهنگی
و من دست زندگی ام را به تو خواهم داد

تو آسمان منی
که دوباره به رنگ آبی درآمده
نقاط رنگ ها
روزهای من تنها تو هستی
در میان امواج صدایت بادبان برمیچینم
و تو،و تو،و تو،و فقط تو
روح مرا با نورت بیدار کردی
و تو،و تو،و تو

زخمهایت را نشان بده و بگذار آن،آه ها التیام بخشد
همانی که تمام دنیا می داند
همانی که صدایت را مانند رازی نگه می دارد
نامت را در بهشت ذکر نکن
آنها از حسادت میمیرند
چشمانت برق میزنند
صدایت همچون رازیست

و آسمان منی
که دوباره به رنگ آبی درآمده
نقاط رنگ ها
روزهای من تنها تو هستی
در میان امواج صدایت بادبان برمیچینم
و تو،و تو،و تو،و فقط تو
روح مرا با نورت بیدار کردی
و تو،و تو،و تو،و تنها تو
روح مرا با نورت بیدار کردی
و تو،و تو،و تو

نامت را در بهشت ذکر نکن
آنها از حسادت میمیرند
چشمانت برق میزنند
صدایت همچون رازیست

و آسمان منی
که دوباره به رنگ آبی درآمده
نقاط رنگ ها
روزهای من تنها تو هستی
در میان امواج صدایت بادبان برمیچینم
و تو،و تو،و تو،و فقط تو
روح مرا با نورت بیدار کردی
و تو،و تو،و تو،و تنها تو
روح مرا با نورت بیدار کردی
و تو،و تو،و تو

Submitted by masih on Wed, 23/05/2012 - 08:15
thanked 27 times
Guests thanked 27 times
0
Your rating: None
Comments