منطقه جنگی

English

Warzone

I can't believe I had to see
The girl of my dreams cheating on me
The pain you caused has left me dead inside
I'm gonna make sure, you regret that night

I feel you close, I feel you breathe
And now it's like you're here
You're haunting me
You're out of line, you're out of sight
You're the reason that we started this fight

But I know,
I just gotta let it go,
I, should've known
I gotta learn to say goodbye now
I throw my armour down,
And leave the battleground
For the final time now,
I, I know.
I'm running from a warzone

In our house, I hate that place,
Everywhere I walk I see your face
Try to erase a memory with a flame,
And hope I never see you again
Standing here, in this burning room,
You know the end could never come so soon,

It's clear to me,
The lies you use,
The ones that killed me ain't hurting you,

So I know,
I just gotta let it go,
I, should've known
I gotta learn to say goodbye now
I throw my armour down,
And leave the battleground
For the final time now,
I, I know.
I'm running from a warzone

I'm running from a warzone
I can't do this anymore
I'm running from a warzone
What are we fighting for?

I'm running from a warzone...

I know,
I just gotta let it go,
I, should've known
I gotta learn to say goodbye now
I throw my armour down,
And leave the battleground
For the final time now,
I, I know.
I'm running from a warzone

See video
Try to align
Persian

منطقه جنگی

نمیتوانم باور کنم که مجبور بودم ببینم
دختر رویاهای من به من خیانت میکند
دردی که تو باعث آن بودی مرا از درون کشت
میخواهم مظمئن شوم که تو به خاطر آن شب پشیمانی

من تو را نزدیک احساس میکنم من نفس کشیدن تو را احساس میکنم
و الان مثل اینست که تو اینجایی
تو مرا شکار میکنی
نو خارج از مسیر هستی تو خارج از دید هستی
تو دلیلی هستی که به خاطر آن ما جنگ را آغاز کردیم

اما من میدانم
فقط باید بگذارم که بگذرد
من باید میدانستم
من باید یاد می گرفتم که الان بگویم خداحافظ
من عشقم را رد میکنم
و میدان جنگ را ترک می کنم
الان برای آخرین بار
من من میدانم
من در حال فرار از یک منطقه جنگی هستم

در خانه ی ما من از آن مکان متنفرم
هرکجا که راه میروم صورت تو را میبینم
تلاش میکنم که با یک شعله یک خاطره را پاک کنم
و امید دارم که هرگز دیگر تو زا نبینم
اینجا ایستاده ام در این اتاق در حال سوختن
تو میدانی که آخر کار نمیتوانست به این زودی از راه برسد

این برای من واضح است
دروغ هایی که تو از آنها استفاده میکنی
دروغهایی که مرا کشت و تو را آزار نداد

پس من میدانم
فقط باید بگذارم که بگذرد
من باید میدانستم
من باید یاد می گرفتم که الان بگویم خداحافظ
من عشقم را رد میکنم
و میدان جنگ را ترک می کنم
الان برای آخرین بار
من من میدانم
من در حال فرار از یک منطقه جنگی هستم

من در حال فرار از یک منطقه جنگی هستم
نمیتوانم دیگر این کار را بکنم
من در حال فرار از یک منطقه جنگی هستم
ما برای چه میجنگیم؟

من در حال فرار از یک منطقه جنگی هستم...

من میدانم
فقط باید بگذارم که بگذرد
من باید میدانستم
من باید یاد می گرفتم که الان بگویم خداحافظ
من عشقم را رد میکنم
و میدان جنگ را ترک می کنم
الان برای آخرین بار
من من میدانم
من در حال فرار از یک منطقه جنگی هستم

Submitted by golnoush on Sat, 07/07/2012 - 19:25
thanked 5 times
Guests thanked 5 times
0
Your rating: None
Comments