Letra de به خود رسیدن

Persa

به خود رسیدن

بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمیشود
بی تو برای شاعری، واژه خبر نمیشود
بغض دوباره دیدنت، از تو به در نمیشود
فکر رسیدن به تو، فکر رسیدن به من
از تو به خود رسیده ام، این که سفر نمیشود
بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمیشود
دلم اگر به دست تو، به نیزه ای نشان شود
برای زخم نیزه ات، سینه سپر نمیشود
صبوری و تحملم، همیشه پشت شیشه ها
پنجره جز به بغض تو، ابری و تر نمیشود
بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمیشود
صبور خوب خانگی، شریک ضجه های من
خنده خسته بودنم، زنگ خطر نمیشود
حادثه یکی شدن، حادثه ای تازه نبود
مرد تو جز تو از کسی زیر و زبر نمیشود
به فکر سر سپردنم، به اعتماد شانه ات
گریه بخشایش من که بی ثمر نمیشود
همیشگی ترین من، لاله نازنین من
بیا که جز به رنگ تو دگر سحر نمیشود
بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمیشود
بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمیشود
 
Publicado por shahram1900 el Jue, 10/05/2012 - 18:37

 

Comentarios