بريدگي (Cut)

traduction en persan

بريدگي

من غريبه نيستم
نه من مال توام
با يه خشم عاجزانه
و اشکايي که هنوز دردناک ميريزن
 
يه شعله قديمي شکننده
بدبختيه
و وقتي قلب هامون ملاقات کنن
ميدونم که مي بيني
 
نميخوام که بترسم
نميخوام که از درون بميرم تا نفس بکشم
خسته ام از احساس کرختي
آسودگي وجود داره من پيداش مي کنم وقتي که بريده باشم
 
ممکنه ديوونه به نظر بيام
يا به طرز دردناکي خجالتي
و اين زخم ها ژنهان نمي مونن
اگه توي چشم هام نگاه کني
من اينجا احساس تنهايي و سرما مي کنم
اگرچه نمي خوام بميرم
اما تنها داروي بيهوشي که باعث ميشه چيزيو حس کنم از درون ميکشه
 
نميخوام که بترسم
نميخوام که از درون بميرم تا نفس بکشم
خسته ام از احساس کرختي
آسودگي وجود داره من پيداش مي کنم وقتي که بريده باشم
درد
من تنها نيستم
من تنها نيستم
 
من غريبه نيستم
نه من مال توام
با يه خشم عاجزانه
و اشکايي که هنوز دردناک ميريزن
 
اما نميخوام که بترسم
نميخوام که از درون بميرم تا نفس بکشم
خسته ام از احساس کرختي
آسودگي وجود داره من پيداش مي کنم وقتي که بريده باشم
 
Publié par Niloo_007 le Ven, 27/04/2012 - 19:07
6 remerciements
UtilisateurIl y a
dl660k12 années 7 semaines
Des invités ont donné 5 remerciements
Commentaires
dl660k1     octobre 22nd, 2014

aali bod merci