تردید ها

anglais

Turning tables

Close enough to start a war
All that I have is on the floor
God only knows what we're fighting for
All that I say, you always say more

I can't keep up with your turning tables
Under your thumb, I can't breathe

So, I won't let you close enough to hurt me
No, I won't rescue you, you to just desert me
I cant give you, what you think you gave me
It's time to say goodbye to turning tables
To turning tables

Under haunted skies I see ooh
Where love is lost, your ghost is found
I braved a hundred storms to leave you
As hard as you try, no I will never be knocked down

I can't keep up with your turning tables
Under your thumb, I can't breathe

So, I won't let you close enough to hurt me, no
I won't rescue you, you to just desert me
I cant give you, what you think you gave me
It's time to say goodbye to turning tables
Turning tables

Next time I'll be braver
I'll be my own savior
When the thunder calls for me
Next time I'll be braver
I'll be my own savior
Standing on my own two feet

I won't let you close enough to hurt me, no
I won't rescue you, you to just desert me
I cant give you, what you think you gave me
It's time to say goodbye to turning tables
To turning tables
Turning tables, yeah
Turning, oh

Voir la vidéo
Try to align
perse

تردید ها

به اندازه ی کافی به شروع یک جنگ نزدیک شده ایم
تمام چیزی که دارم روی زمین است
فقط خدا می داند که برای چه می جنگیم
هر چیزی که میگویم،تو همیشه بیشترش را میگویی

نمیتوانم با تردید های تو کنار بیایم
زیر شست تو،نمیتوانم نفس بکشم

پس،نمیخواهم اجازه دهم که آنقدر به من نزدیک شوی که آسیب برسانی
نه،نمیخواهم نجاتت دهم،تنها میخواهی ترکم کنی
نمیتوانم به تو چیزی را که فکر میکنی به من داده ای بدهم
زمان خداحافظی با تردید ها فرا رسیده
با تردید ها

زیر آسمانهای شکار شده میبینم
جایی که عشق گم میشود،جایی که روح تو پیدا میشود
در برابر صدها طوفان برای ترک تو با شجاعت مقاومت کردم
هر چه تلاش کنی،هرگز نخواهی توانست مرا به زانو در آوری

نمی توانم با تردید های تو کنار بیایم
زیر شست تو،نمیتوانم نفس بکشم

پس،نمیخواهم اجازه دهم که آنقدر به من نزدیک شوی که آسیب برسانی
نه،نمیخواهم نجاتت دهم،تنها میخواهی ترکم کنی
نمیتوانم به تو چیزی را که فکر میکنی به من داده ای بدهم
زمان خداحافظی با تردید ها فرا رسیده
با تردید ها

دفعه ی دیگر شجاع تر خواهم بود
ناجی خودم خواهم بود
هنگامی که رعد مرا می خواند
دفعه ی دیگر شجاع تر خواهم بود
ناجی خودم خواهم بود
روی پاهای خودم می ایستم

پس،نمیخواهم اجازه دهم که آنقدر به من نزدیک شوی که آسیب برسانی
نه،نمیخواهم نجاتت دهم،تنها میخواهی ترکم کنی
نمیتوانم به تو چیزی را که فکر میکنی به من داده ای بدهم
زمان خداحافظی با تردید ها فرا رسیده
با تردید ها

Publié par masih le Mar, 08/05/2012 - 18:18
29 remerciements
UtilisateurTime ago
Miley_Lovato2 années 8 semaines
melika992 années 11 semaines
edris10002 années 12 semaines
Guests thanked 26 times
5
Note : Aucun(e) Moyenne : 5 (2 votes)
UtilisateurPosté il y a...
Miley_Lovato2 années 8 semaines
5
edris10002 années 12 semaines
5
Commentaires
golnoush     juin 2nd, 2012

khube ha vali yekam malmoos nis ...
albate nazare mane Smile

masih     juin 2nd, 2012

akhe man tarjomeye tahtolafzi kardam...shayad be in khater bashe