شب طوفانی

anglais

Windy night

When the angry sky, opens up its mouth
And lays down a belt of rain from the north to the south
Close your windows and close all your doors
And pray for those men who fall upon rocky shores

And when the hungry road, points its finger at your heart
And say "Stranger follow me, I will show you where to start"
Well don't make a move, to the left or the right, or them
Hounds are gonna get you, send you running
screaming through the stormy night

And one windy night, a flickering light, caught the eye of
A passing angel as she was in flight; she came to the
Door, and there she saw a young soldier crying, as he
lay dying from a wound of war.

Then that angel of the Lord
took the form of a girl
And knelt by the boy and said
"I will help you to that other world,
Oh rest your weary soul
lay your head upon my shoulder
Press your trembling hand in mine until the night is over,
For that Devil wants you, but you are a soldier, and with a
Friend by your side there's no need to hide until the fight is over..."
Na na na na oh Lord on this windy night,
Na na na na oh Lord on this windy night.

So if you need help, on a windy night, be sure to leave a
Candle burning so a friend can see the light; there may be a
Stranger come looking for you, and it may be an angel of the
Lord come to bring you better news

On a windy night...
Na na na na oh Lord on this windy night...
Oh hear me, hear me Lord, oh Lord, on my windy night...
Oh hear me Lord, oh Lord on my windy night.

 Essayer d'aligner
perse

شب طوفانی

هنگامی که آسمان خشمگین دهان خود را باز می کند
و از شمال تا جنوب باران می بارد
پنجره هایت و همه ی درهایت را ببند
و دعا کن برای آن مردانی که به سواحل سنگی برخورد می کنند

و هنگامی که جاده ی گرسنه،با انگشتش به قلبت اشاره می کند
و می گوید"غریبه دنبالم کن،نشانت خواهم داد از کجا
شروع کنی"
خب،به چپ و راست حرکت نکن،آن وحشی ها
می خواهند تو را بگیرند و مجبورت کنند بدوی
فریاد کشان در میان شب طوفانی

و یک شب طوفانی،کورسوی نوری،به چشم
یک فرشته رسید در حالی که پرواز می کرد،به در آمد
و سرباز جوانی را در حال گریه کردن دید در حالی که
از زخم جنگ در حال مردن بود

سپس آن فرشته ی خدا
به دختری تبدیل شد
و زانو زد با پسر و گفت
به تو کمک خواهم کرد که به دنیای دیگر(بروی)
آه،رو ح خسته ات را آرام کن
سرت را بر شانه ام بگذار
دست لرزانت را در دستانم بفشار تا شب به پایان برسد
برای آن (که) شیطان تو را می خواهد اما تو سربازی
و با دوستی در کنارت نیازی نیست تا پایان جنگ مخفی شوی
نا نا نا نا آه خدایا در این شب طوفانی
نا نا نا نا آه خدایا در این شب طوفانی

پی اگر نیاز به کمک داشتی،در شب طوفانی،مطمئن باش
اگر شمعی روشن کنیدوستی می تواند نورش را ببیند
ممکن ست غریبه ای باشد که به دنبال تو می آید،و ممکن است
فرشته ی خدا باشد که خبرهای بهتری آورده برای تو

در یک شب طوفانی
نا نا نا نا آه خدایا در این شب طوفانی
آه،مرا(صدایم)بشنو،خدایا صدایم را بشنو،،ه خدایا،در شب طوفانی ام
آه صدایم را بشنو خدایا،آه خدایا در شب طوفانی ام

Publié par masih le Jeu, 01/09/2011 - 00:19
1 remerciement
Des invités ont remercié 1 fois
0
Note : Aucun(e)
Commentaires