ای که خواب از چشمم ربودی

Arapski

یامسهرنی

یا مسهرنی

ماخطرتش على بالک یوم تسأل عنى وعنیه مجافیها النوم یا مسهرنى
دانا قلبى بیسألنى إیه غیر أحواله و یقول لى بقى یعنى ما خطرتش على باله
أمال غلاوة حبک فین وفین حنان قلبه على
وفین حلاوة قربک فین فین الوداد والحنیه
یا ناسینى وإنت على بالى وخیالک ما یفارق عینى
ریحنى واعطف على حالى وارحمنى من کتر ظنونى
لا عنى بیهواها النوم ولا باخطر على بالک یوم
إسأل عنى یا مسهرنى

إسأل عن اللى یقضى اللیل بین الأمل وبین الذکرى
ویصبر القلب المشغول ویقول له نتقابل بکره
وبکره یفوت وبعده یفوت ولا کلمه ولا مرسال
وهو العمر فیه کام یوم وأنا بعدک على طال
یاناسینى وإنت على بالى وخیالک ما یفارق عینی
ریحنى واعطف على حالى وارحمنى من کتر ظنونى
لا عنى بیهواها النوم ولا باخطر على بالک یوم
إسأل عنى یامسهرنى

یامسهر النوم فى عنیه سهرت أفکارى ویاک
الصبر ده مش بادیه والشوق واخدنى لبحر هواک
أقول لروحى وأنا ذنبى إیه یقول لى قلبى حلمک علیه
مصیره بکره یعطف علینا ونبقى نعرف هجرنا لیه
یاناسینى وإنت على بالى وخیالک ما یفارق عینی
إسأل عنى یامسهرنى

تعالى خلى نسیم اللیل على جناح الشوق یسرى
الهجر طال والصبر قلیل والعمر ایامه بتجرى
طالت الایام
ریحنى واعطف على حالى وارحمنى من کتر ظنونى
لا عنى بیهواها النوم ولا باخطر على بالک یوم
تعالى لى قوام
دانا عندى کلام بدى اقوله لک
دانا عندى کلام
وفى قلبى غرام
وفى قلبى غرام أوصفهولک
ونعیش أیام ولا فى الاحلام
یاناسینى وإنت على بالى وخیالک ما یفارق عینی
ریحنى واعطف على حالى وارحمنى من کتر ظنونى
لا عنى بیهواها النوم ولا باخطر على بالک یوم
إسأل عنى یامسهرنى

Try to align
Perzijski

ای که خواب از چشمم ربودی

ای که بیدار نگاهم میداری

هرگز به ذهنت نرسید که از من سراغی بگیری
ای که بیدار نگاهم میداری خواب به چشمانم نیامد
دلم از حال و روز تو میپرسد و میگوید حتی در ذهنت هم نیستم
کجاست امید رسیدن به عشق تو و کجاست مهر و محبت دلت نسبت به من
کجاست شیرینی نزدیکی به تو، کجاست عشق و شور
ای که فراموشم کرده ای و در ذهن منی
فکرت لحظه ای رهایم نمیکند
به من آرامش بده و همدردی کن، از نگرانیها رهایم کن
خواب حتی به چشمانم لبخند هم نمیزند
هرگز در ذهنت هم نبودم، از من بپرس
ای که بیدار نگاهم میداری

از کسی بپرس که همه شب را به امید و خاطرات گذراند
دلش را آرام کن و بگو که فردا همدیگر را میبینیم
فردا و روز بعدش هم خواهد گذشت و حرف و حدیثی نخواهد بود
مگر یک عمر چند روزست؟ نبودت به درازا کشیده است
ای که فراموشم کرده ای و در ذهن منی
فکرت لحظه ای رهایم نمیکند
به من آرامش بده و همدردی کن، از نگرانیها رهایم کن
خواب حتی به چشمانم لبخند هم نمیزند
هرگز در ذهنت هم نبودم، از من بپرس
ای که بیدار نگاهم میداری

آه تو که خواب بر چشمانم رها کرده ای فکر و ذهنم همراه تو بیدار است
دیگر صبرم تمام شده است و اشتیاق مرا به دریای عشق تو میکشاند
با خود میگویم گناه من چیست؟ دلم میگوید رویایت از من
فردا مراقب ما خواهد بود، چرا ما محروم مانده ایم
ای که فراموشم کرده ای و در ذهن منی
فکرت لحظه ای رهایم نمیکند
از من بپرس ای که بیدار نگاهم میداری

بیا و بگذار نسیم شب بالهایش را بر پهنای عشق بگسترد
دوریت طولانی و صبر من کم و روزهای عمر به سرعت سپری میشوند
روزها طولانی شده است
به سرعت سوی من بیا، چیزی هست که میخواهم به تو بگویم
چیزی برای گفتن دارم
عشقی در دل منست
عشقی در دلم هست که برایت وصف کنم
و روزها را زندگی خواهیم کرد و از رویاها خسته نخواهیم شد
ای که فراموشم کرده ای و در ذهن منی
فکرت لحظه ای رهایم نمیکند
به من آرامش بده و همدردی کن، از نگرانیها رهایم کن
خواب حتی به چشمانم لبخند هم نمیزند
هرگز در ذهنت هم نبودم، از من بپرس
ای که بیدار نگاهم میداری

Postavljeno od احمد کریمی on Ned, 01/07/2012 - 04:46
zahvaljeno 3 puta
Gost zahvalio 3 puta
0
Vaš glas: Nema
Više prijevoda od "یامسهرنی"
Arapski → Perzijski - احمد کریمی
0
Komentari