خواهم رفت

Engleski

I'll be gone

Like shining oil, this night is dripping down.
Stars are slipping down, glistening.
And I'm trying not to think what I'm leaving now
and no deceiving now.
It's time you let me know.
Let me know.

When the lights go out and we open our eyes,
out there in the silence, I'll be gone.
I'll be gone
Let the sun fade out and another one rise,
climbing through tomorrow, I'll be gone.
I'll be gone.

The sand between us is getting thinner now
Into winter now, bittersweet.
And across that horizon, this sun is setting down
and you're forgetting now, it's time you let me go
Let me go.

When the lights go out and we open our eyes,
out there in the silence, I'll be gone.
I'll be gone
Let the sun fade out and another one rise,
climbing through tomorrow, I'll be gone.
I'll be gone.

And tell them I couldn't help myself
And tell them I was alone.
Oh tell me I am the only one
and there's nothing left to stop me.

When the lights go out and we open our eyes,
out there in the silence, I'll be gone.
I'll be gone
Let the sun fade out and another one rise,
climbing through tomorrow, I'll be gone.
I'll be gone.

I'll be gone.

Try to align
Perzijski

خواهم رفت

مثل نفتی که میسوزه و میدرخشه
این شب,در حال چکیدنه
ستاره ها سرسره بازی میکنند
و میدرخشند

و سعی میکنم که فکر نکنم
به چیزی که دارم ترک میکنم
حالا حیله ای در کار نیست
وقتشه که بذاری بدونم
بذار بدونم

وقتی نور ها خاموش میشند
و ما چشمهامون رو باز میکنیم
اون بیرون,میون سکوت
خواهم رفت
خواهم رفت

بذار خورشید کمرنگ بشه
و یه خورشید دیگه طلوع کنه
از فردا بالا بره
خواهم رفت
خواهم رفت

این خط بین ما
داره نازکتر میشه
و وارد زمستون میشه
و این هم خوبه هم بد

مقابل اون افق
خورشید داره غروب میکنه
حالا داری فراموش میکنی
وقتشه که بذاری برم
بذار برم

وقتی نور ها خاموش میشند
و ما چشمهامون رو باز میکنیم
اون بیرون,میون سکوت
خواهم رفت
خواهم رفت

بذار خورشید کمرنگ بشه
و یه خورشید دیگه طلوع کنه
از فردا بالا بره
خواهم رفت
خواهم رفت

به اونها بگو که من نتونستم به خودم کمک کنم
به اونها بگو که من تنها بودم
اوه,به اونها بگو که من تنها کسی هستم که این شرایط رو دارم
و چیزی باقی نمونده که من رو متوقف کنه

وقتی نور ها خاموش میشند
و ما چشمهامون رو باز میکنیم
اون بیرون,میون سکوت
خواهم رفت
خواهم رفت

بذار خورشید کمرنگ بشه
و یه خورشید دیگه طلوع کنه
از فردا بالا بره
خواهم رفت
خواهم رفت

Postavljeno od minuch on Sri, 27/06/2012 - 18:26
zahvaljeno 4 puta
Gost zahvalio 4 puta
0
Vaš glas: Nema
Komentari