برای حقیقت (4 real)

Perzsa translation

برای حقیقت

اگه (احساسم رو) بهت نشون بدم
می فهمم
اگه فقط برای امروز مانع رفتنت بشم
دیگه هیچوقت نمی ذارم که بری
دیگه هیچوقت نمی ذارم که بری
بهم بگو که تو هم این حسو داری
 
(هم سرایی)
چون (حس) من حقیقی یه
آیا حس تو هم واقعیه؟
نمی تونم کاری کنم
این چیزی یه که حس می کنم
وقتی به چشمهام نگاه می کنی
مثل جوری که دیشب نگاهم کردی
من نمی تونم رفتنت رو نمی تونم طاقت بیارم
اما خیلی واقعی به نظر میاد
خیلی واقعی به نظر میاد
که تو رو کنارم داشته باشم
پس نذار برم
چون روح من به تو تعلق داره
و همین حالا بهت گفتم که بدونی
 
نمی خوام به گذشته بنگرم
چون می دونم در هرز دوی ما چیزی هست
که گذشته ها نمی تونن تغییرش بدن
من تنها غرق در اکنون (زمان حال) می شم
در قلب من بازه
بهم بگو که تو هم احساس من رو داری
 
(هم سرایی)
نذار برم
جلوم رو بگیر
وقتی تو هستی, من امنیت دارم, حالم خوبه
نذار برم
جلوم رو بگیر
وقتی تو هستی, من امنیت دارم, حالم خوبه
 
(هم سرایی)
چون (حس) من حقیقی یه
آیا حس تو هم واقعیه؟
نمی تونم کاری کنم
این چیزی یه که حس می کنم
وقتی به چشمهام نگاه می کنی
مثل جوری که دیشب نگاهم کردی
من نمی تونم رفتنت رو نمی تونم طاقت بیارم
اما خیلی واقعی به نظر میاد
خیلی واقعی به نظر میاد
که تو رو کنارم داشته باشم
پس نذار برم
چون روح من به تو تعلق داره
و همین حالا بهت گفتم که بدونی
 
Kűldve: Elham-SN Szombat, 19/05/2012 - 03:36
thanked 1 time
FelhasználóTime ago
minuch4 év 44 hét
Angol

4 real

If I show you
Get to know you
If I hold you just for today
I’m not gonna wanna let go
I’m not gonna wanna go home
Tell me you feel the same
 
(Chorus)
 

Tovább

Hozzászólások