Ahmet Kaya - Ağladıkça (Perzsa translation)

Perzsa translation

گریه کنان

در کوهساران سر ِخشم آلودم؛ در مرز غروب هنگام است
از زمستان بی نصیب است آیا؟ یا از باران؟ شاید هم از عشق؟
گریه کنان؛ گریه کنان کوهساران مان سبز خواهند شد؛ خواهی دید؛ خواهی دید
گریه کنان؛ گریه کنان شب را به آتش خواهیم کشید؛ خواهی دید؛ خواهی دید
گریه کنان؛ گریه کنان کوهساران مان سبز خواهند شد؛ خواهی دید؛ خواهی دید
در اولین نوشته تلاشم پایان گرفت؛ بر پیشاپیش پیشانی ام ستیزه می ایستد
از حرص بی وقت است آیا؟ یا از بهار؟ شاید هم از عشق؟
گریه کنان؛ گریه کنان بازجویی ها سبز خواهند شد؛ خواهی دید؛ خواهی دید
گریه کنان؛ گریه کنان خورشید را (در دستان مان) خواهیم گرفت؛ خواهی دید؛ خواهی دید
گریه کنان؛ گریه کنان خورشید را (در دستان مان) خواهیم گرفت؛ خواهی دید؛ خواهی دید.
 
Kűldve: galaxydal Szerda, 23/04/2014 - 06:40
Török

Ağladıkça

Hozzászólások