عهد شکسته شده

Angol

Broken Vow

Tell me her name I want to know
The way she looks and where you go
I need to see her face, I need to understand
Why you and I came to an end

Tell me again I want to hear
Who broke my faith in all these years
Who lays with at night when I'm here all alone
Remembering when I was your own

I'll let you go
I'll let you fly
Why do I keep on asking why?
I'll let you go
Now that I've found
A way to keep somehow
More than a broken vow

Tell me the words I never said
Show me the tears you never shed
Give me the chance, that one you promised to be mine
Or has it vanished for all time

I'll let you go
I'll let fly
Why do I keep on asking why?
I'll let you go
Now that I've found
A way to keep somehow
More than a broken vow

I close my eyes
And dream of you and I and then I realize
There's more to love than only bitterness and lies
I close my eyes

I'd give away my soul to hold you once again
And never let this promise end

I'll let you go
I'll let you fly
Now that I know, I'm asking why

Ill let you go
Now that I've found
A way to keep somehow
More than a broken vow

Videó megtekintése
Try to align
Perzsa

عهد شکسته شده

نامش را به من بگو می خواهم بدانم
چگونه به نظر میرسد و کجا می روی
باید چهره اش را ببینم،باید بفهمم
چرا من و تو به پایان رسیدیم

دوباره به من بگو،می خواهم بشنوم
چه کسی در تمام این سالها باورم را شکست
چه کسی شب را با تو می گذراند هنگامی که من اینجا کاملا تنها هستم
بیاد می آورم زمانی را که من برای تو بودم

اجازه می دهم بروی
اجازه می دهم پرواز کنی
چرا پیوسته می پرسم چرا؟
اجازه می دهم بروی
اکنون که یافته ام
راهی را که به نحوی نگه می دارد
بیش از یک عهد شکسته

به من بگو کلماتی را که هرگز نگفتم
نشانم بده اشک هایی را که هرگز نریختی
این شانس را به من بده،آن قولی که به من داده بودی که برای من باشی
یا آن برای همیشه ناپدید گردید؟

اجازه می دهم بروی
اجازه می دهم پرواز کنی
چرا پیوسته می پرسم چرا؟
اجازه می دهم بروی
اکنون که یافته ام
راهی را که به نحوی نگه می دارد
بیش از یک عهد شکسته

چشمانم را می بندم
و رویای تو و من و سپس درمی یابم
بیشتر عشق وجود دارد تا تلخی و دروغ
چشمانم را می بندم

می خواستم روحم را بدهم تا یک بار دیگر تورا داشته باشم
و هرگز اجازه نمی دهم این عهد پایان پذیرد

اجازه می دهم بروی
اجازه می دهم پرواز کنی
اکنون که می دانم،می پرسم چرا

اجازه می دهم بروی
اکنون که یافته ام
راهی را که به نحوی نگه می دارد
بیش از یک عهد شکسته

Kűldve: masih Kedd, 09/08/2011 - 00:49
Szerző észrevételei:

please add a alternative translation

thanked 6 times
Guests thanked 6 times
5
Értékelésed: Nincs Átlag: 5 (1 szavazz)
FelhasználóPosted ago
mahsa3 év 15 hét
5
Hozzászólások
mohammadali     augusztus 22nd, 2011

kheily khub bud