یخ زده (Frozen)

Perzsa translation

یخ زده

تو تنها چیزی را میبینی که چشمانت میخواهند ببینند
چگونه زندگی میتواند چیزی باشد که تو میخواهی
تو بخ زده ای
زمانی که قلبت بسته است.
 
هر چه را که بدست آوزی مصرف میکنی
تو زمانت را با تنفر و پشیمانی تلف میکنی
تو ویران شده ای
زمانی که قلبت بسته است
 
هممممم اگر میتوانستم قلبت را ذوب کنم
هممممم هرگز از هم جدا نمیشدیم
هممممم خودت را به من بده
هممممم کلید دست تو است
 
اکنون جایی برای سرزنش نیست
و باید بدانی که من هم زجر میکشم
اگر تو را از دست بدهم
قلبم خواهد شکست
 
عشق مانند یک پرنده است، باید پرواز کند
بگذار تمام درد در درونت بمیرد
تو یخ زده ای
زمانی که قلبت بسته است
 
هممممم اگر میتوانستم قلبت را ذوب کنم
هممممم هرگز از هم جدا نمیشدیم
هممممم خودت را به من بده
هممممم کلید دست تو است
 
Kűldve: Felicita Szombat, 14/08/2010 - 07:00
thanked 9 times
Guests thanked 9 times
Hozzászólások