نمی توانم مجبورت کنم عاشقم باشی (I Can't Make You Love Me)

Perzsa translation

نمی توانم مجبورت کنم عاشقم باشی

چراغها را خاموش کن
تخت را به زیر بیار
این صداهای درون سرم را خاموش کن
با من دراز بکش
به من هیچ دروغی نگو
فقط مرا نزدیک خودت نگاه دار
سرپرستی نکن
مرا سرپرستی نکن
 
نمی توانم مجبورت کنم عاشقم باشی اگر که نیستی
نمی توانی کاری کنی قلبت چیزی را که نمی تواند حس کند
اینجا در تاریکی . در این ساعات نهایی
من قلبم را کنار می گذارم
و قدرت را حس خواهم کرد ولی تو نخواهی کرد
نخواهی کرد
نمی توانم مجبورت کنم عاشقم باشی
وقتی که نیستی
وقتی که نیستی
 
چشمانم را خواهم بست
سپس نخواهم دید
عشقی که احساس نمی کنی
وقتی مرا نگاه می داری
صبح خواهد رسید
و کار درست را انجام خواهم داد
فقط تا آن موقع به من بده
تا وقتی که از این دعوا دست بکشم
و از این دعوا دست خواهم کشید
 
نمی توانم مجبورت کنم عاشقم باشی اگر که نیستی
نمی توانی کاری کنی قلبت چیزی را که نمی تواند حس کند
اینجا در تاریکی . در این ساعات نهایی
من قلبم را کنار می گذارم
و قدرت را حس خواهم کرد ولی تو نخواهی کرد
نخواهی کرد
نمی توانم مجبورت کنم عاشقم باشی
وقتی که نیستی
وقتی که نیستی
 
Kűldve: Honyeh Péntek, 30/03/2012 - 14:10
thanked 20 times
FelhasználóTime ago
sadafs4 év 31 hét
Guests thanked 19 times
Angol

I Can't Make You Love Me

Turn down the lights
Turn down the bed
Turn down these voices inside my head
Lay down with me
Tell me no lies
Just hold me close
Don't patronize
Don't patronize me
 

Tovább

Hozzászólások