جمعیت (La Foule)

جمعیت

هنوز به یاد می آورم زمانی را که شهر در شور و هیاهو بود،
سرشار از خوشی در زیر آفتاب.
ودر میان موسیقی، فریاد شادی و خنده ای
که در اطرافم می پیچید را می شنیدم.
و ناپیدا در میان مردمی که تنشان به من برخورد می کرد،
بهت زده و پریشان ایستاده بودم.
تااینکه ناگهان برگشتم، او خودش را عقب کشید
و جمعیت مرا در آغوش او انداخت.
همراه با جمعیتی که ما را با خود می برد،
به این سو و آن سو کشیده می شدیم.
چسبیده به هم،
فقط یک جسم داشتیم.
بدون هیچ تلاشی جمعیت ما را
درحالیکه درکنار هم بودیم به این سو آن سو می برد.
و باعث شده بود که هردومان
شاد، مدهوش و خوشحال شویم.
در میان جمعیتی که به این سو آن سو می رفت
و دیوانه وار می رقصید
دستهایمان در دست هم بود
و گاهی هم بلند می شد.
و بدن های متصل به هم مان به سمت بالا می رفت
و دوباره با هم به پایین می آمد
در حالیکه شاد، مدهوش و خوشحال بودیم.
و شادی ای که از لبخند او ایجاد می شد
درمن نفوذ کرده، در قلبم چندین برابر می شد.
اما ناگهان در میان خنده ها فریاد زدم،
وقتی که جمعیت او را از آغوشم ربود.
همراه با جمعیتی که ما را با خود می برد
به این سو و آن سو رفته از هم دور شدیم.
بسیار تلاش و تقلا کردم
ولی طنین صدای او
در میان خنده ی دیگران محو شد.
و من از ناراحتی، خشم و عصبانیت فریاد زدم،
و گریستم.
در میان جمعیتی که به این سو آن سو می رفت
و دیوانه وار می رقصید،
رفته رفته از او دور و دورتر شدم.
دستانم را گره کرده و نفرین کردم
جمعیتی را که عشقی را که به من داده بود از من می ربود.
عشقی که دیگر هرگز او را نیافتم.

جمعیت - ادیس پیاف -
La Foule - Edith Piaf

Kűldve: fromIran Vasárnap, 03/04/2011 - 21:47
Szerző észrevételei:

بد نیست این چند جمله از شکسپیر رو (با تغییر کانتکست) ضمیمه کنم :

Hotspur:
And by that music let us all embrace;
For, heaven to earth, some of us never shall
A second time do such a courtesy.
هنری چهارم، قسمت اول

Eredeti:
thanked 13 times
FelhasználóTime ago
Hamidreza Ardakani1 év 51 hét
Hafez2 év 50 hét
yasi3 év 37 hét
Guests thanked 10 times
Francia

La Foule

FelhasználóPosted ago
yasi3 év 37 hét
5
ao4 év 37 hét
4
Hozzászólások
Hafez     január 12th, 2013

aali!
mer30!
montazere tarjomehat az Piaf hastam.