خطر بیکار بودن (The importance of being idle)

traduzione in Persiano

خطر بیکار بودن

برای دومین بار روحمو فروختم
چون مرد، اون پول بهم نداد
به صاحبخونم برای زمان بیشتر التماس کردم
اون گفت پسر! صورت حساب ها منتظرتن
بهترین دوستم که شب های دیگه صدام می کرد
گفت: مرد! دیوونه شدی ؟
دوست دخترم که بهم گفته بود یه زندگی براش درست کنم
بهم گفت: پسر! تو تنبلی
من اهمیتی نمی دم
تا زمانی که تخت خوابی زیر ستاره هایی که می درخشن هست(زمین)
من خوب میشم
اگر تو بهم یه دقیقه مهلت بدی
مردی که یه محدوده ای رو می گیره(محدوده ی زمانی)
تو نمی تونی یه زندگی بسازی اگر دلت باهاش نباشه
من ایمانمو به تابستون از دست دادم
چون بارش بارون قطع نمیشد
آسمون تمام روز به مثل شب سیاه بود
اما من دوست دارم شکایت کنم
من به دکترم برای یه خط دیگها التماس کردم
اون گفت: پسر! کلمات منو ورشکسته می کنن
جایی برای سوزوندن زمان نیست
اما من حس می کنم فقط تنبلم
من اهمیتی نمی دم
تا زمانی که تخت خوابی زیر ستاره هایی که می درخشن هست(زمین)
من خوب میشم
اگر تو بهم یه دقیقه مهلت بدی
مردی که یه محدوده ای رو می گیره(محدوده ی زمانی)
تو نمی تونی یه زندگی بسازی اگر دلت باهاش نباشه

Postato da Shermineh Ven, 03/08/2012 - 14:13
ringraziato 2 volte
Gli ospiti hanno ringraziato 2 volte
Inglese

The importance of being idle

Vedi il video
Altre traduzioni di "The importance of being idle"
Inglese → Persiano - Shermineh
Commenti