بریدگی کاغذ (Papercut)

traduzione in Persiano

بریدگی کاغذ

چرا امروز مثل شب میمونه؟
اینجا یه چیزی اشکال داره
چرا امروز اینقدر عصبی ام؟
بدگمانی تنها چیزیه که واسم باقی مونده
نمیدونم اون اول چی به من فشار آورد
یا اینکه فشار چطوری تقویت میشد
اما میدونم شنیدن صدای یه نفر پشت سرم
چه حسی داره
مثل صورتی که درون خودم نگه میدارم
صورتی که وقتی چشمهامو میبندم بیدارم میکنه
صورتی که وقتی دروغ میگم بهم نگاه میکنه
صورتی که وقتی سقوط میکنم میخنده
(و همه چیز رو تماشا میکنه)
 
اینطوری میدونم که چه زمانی باید غرق بشم یا شنا کنم
چون اون صورت صدامو میشنوه
درست زیر پوستم
 
انگار بدگمانم(دچار همه دشمن پنداری شدم) و پشت سرم رو نگاه میکنم
انگار یه گردباد توی سرمه
انگار نمیتونم چیزی رو که از درونم میشنوم متوقف کنم
مثل صورتی که درون من,و درست زیر پوستمه
 
میدونم درون من یه صورت وجود داره
تموم اشتباهاتم رو بهم یاداوری میکنه
تو هم درونت یه صورت داری و
احتمالا بدگمانی تو بدتره
نمیدونم چی بود که اون اول تلافی کارهای من رو کرد
اما میدونم که چه چیزی واسم غیر قابل تحمله
همه طوری وانمود میکنند که انگار حقیقت اون هیولا
اینه که من تو رو به توانایی هات اضافه نمیکنم اما
 
هرکس یه صورت داره که درون خودش نگه میداره
صورتی که وقتی چشمهامو میبندم بیدارم میکنه
صورتی که وقتی دروغ میگند بهشون نگاه میکنه
صورتی که وقتی سقوط میکنند میخنده
(و همه چیز رو تماشا میکنه)
 
اینطوری میدونی که چه زمانی باید غرق بشی یا شنا کنی
چون اون صورت تو رو هم میبینه
درست زیر پوستت
 
[x2]
انگار بدگمانم(دچار همه دشمن پنداری شدم) و پشت سرم رو نگاه میکنم
انگار یه گردباد توی سرمه
انگار نمیتونم چیزی رو که از درونم میشنوم متوقف کنم
مثل صورتی که درون من,و درست زیر پوستمه
 
اون صورت درست زیر پوستته[x3]
 
خورشید میره پایین
حس میکنم نور من رو لو میده
خورشید میره پایین
حس میکنم نور من رو لو میده
 
خورشید
حس میکنم نور من رو لو میده
خورشید
حس میکنم نور من رو لو میده
 
انگار بدگمانم(دچار همه دشمن پنداری شدم) و پشت سرم رو نگاه میکنم
انگار یه گردباد توی سرمه
انگار نمیتونم چیزی رو که از درونم میشنوم متوقف کنم
مثل صورتی که درون من,و درست زیر پوستمه
 
انگار بدگمانم(دچار همه دشمن پنداری شدم) و پشت سرم رو نگاه میکنم
انگار یه گردباد توی سرمه
انگار نمیتونم چیزی رو که از درونم میشنوم متوقف کنم
انگار نمیتونم چیزی رو که از درونم میشنوم متوقف کنم
انگار نمیتونم چیزی رو که از درونم میشنوم متوقف کنم
مثل صورتی که درون من,و درست زیر پوستمه
 
Postato da minuch Mar, 27/03/2012 - 07:43
ringraziato 3 volte
UtenteTempo fa
tina_alfideh4 anni 40 settimane
Gli ospiti hanno ringraziato 2 volte
Inglese

Papercut

Why does it feel like night today?
Something in here's not right today.
Why am I so uptight today?
Paranoia's all I got left
I don't know what stressed me first
Or how the pressure was fed
But I know just what it feels like
To have a voice in the back of my head
 

Altro

Per favore aiutaci a tradurre “Papercut”
Commenti fatti