زمان در حال گذر است
Time Is Running Out
I think I'm drowning
Asphyxiated
I wanna break this spell
That you've created
You're something beautiful
A contradiction
I wanna play the game
I want the friction
You will be the death of me
You will be the death of me
Bury it
I won't let you bury it
I won't let you smother it
I won't let you murder it
Our time is running out
Our time is running out
You can't push it underground
You can't stop it screaming out
I wanted freedom
Bound and restricted
I tried to give you up
But I'm addicted
Now that you know I'm trapped
Sense of elation
You'd never dream of
Breaking this fixation
You will squeeze the life out of me
Bury it
I won't let you bury it
I won't let you smother it
I won't let you murder it
Our time is running out
Our time is running out
You can't push it underground
You can't stop it screaming out
How did it come to this?
You will suck the life out of me
Bury it
I won't let you bury it
I won't let you smother it
I won't let you murder it
Our time is running out
Our time is running out
You can't push it underground
You can't stop it screaming out
How did it come to this?
زمان در حال گذر است
من فکر می کنم دارم غرق می شم
خفه شدم
می خوام این طلسم رو بشکنم
که تو درستش کردی
تو یه موجود زیبایی
یک تناقض
می خوام بازی کنم
می خوام تماس داشته باشم
تو باعث مرگ من خواهی شد
تو باعث مرگ من خواهی شد
(اگه می تونی) دفنش کن
بهت اجازه نخواهم داد که دفنش کنی
بهت اجازه نخواهم داد که خفه ش کنی
بهت اجازه نخواهم داد که اونو بکشی
زمان ما در حال گذر است
زمان ما در حال گذر است
نمی تونی اونو زمین بزنی
نمی تونی جلوی فریادهاش رو بگیری
من آزادی می خوام
محدود و محدودتر
من سعی کردم تو رو بالا بکشم
اما من ناتوان بودم
حالا می دونی که من به دام افتادم
حسی از سرافرازی
تو هرگز رویایی از
شکستن این یکنواختی رو نداشتی
تو زندگی منو تحت فشار قرار خواهی داد
(اگه می تونی) دفنش کن
بهت اجازه نخواهم داد که دفنش کنی
بهت اجازه نخواهم داد که خفه ش کنی
بهت اجازه نخواهم داد که اونو بکشی
زمان ما در حال گذر است
زمان ما در حال گذر است
نمی تونی اونو زمین بزنی
نمی تونی جلوی فریادهاش رو بگیری
چگونه اینطوری میشه؟
تو زندگی منو ازم بیرون خواهی کشید
(اگه می تونی) دفنش کن
بهت اجازه نخواهم داد که دفنش کنی
بهت اجازه نخواهم داد که خفه ش کنی
بهت اجازه نخواهم داد که اونو بکشی
زمان ما در حال گذر است
زمان ما در حال گذر است
نمی تونی اونو زمین بزنی
نمی تونی جلوی فریادهاش رو بگیری
چگونه اینطوری میشه؟
| thanked 5 times |



コメント