آواز دلدادگان دیرین (La Chanson des vieux amants)

Perzisch vertaling

آواز دلدادگان دیرین

البته، ما روزهایی طوفانی داشتیم

دو ده سال عشق، عشقی شوریده

هزاران بار تو خواستی بروی (چمدانت را جمع کنی)

من خیز پرواز برداشتم هزاران بار

و یاد دارد هر قطعه ی این خانه

در این اتاق بی گهواره

همهمه ی تندبادهای دیرین را

دیگر هیچ شبیه هیچ نبود

تو طعم آب را

من پیروزی را از دست دادم

لیک دلدار من

دلدار شیرین و ناز و بس شگفت انگیزم

از روشنی سپیده دم تا پایان روز

دوست می دارمت، می دانی دوست می دارمت

من، می شناسم افسون هایت را

تمام فریبندگی هایم را می شناسی

تو مرا حفط نمودی ز دام و دانه

گاه و بی گاه تو را گم کردم

البته، تو عشاقی یافتی

باید زمان خوش می گذشت

تن باید پایکوبی می کرد

سرانجام، سرانجام

باید درون-داشتی می داشتیم

که پیر باشیم و نه بالغ

آه! دلدار من

دلدار شیرین و ناز و بس شگفت انگیزم

از روشنی سپیده دم تا پایان روز

دوست می دارمت، می دانی دوست می دارمت
هر چه بیشتر زمان همراه ماست

زمان بیشتر زجرمان می دهد

لیک این بدترین دام نیست

برای عشّاق که در صلح زیند؟

البته، تو دیگر به آن آسانی نمی گریی

کمی سخت تر دلم می شکند

رازهایمان را کمتر نگاه می داریم

به بخت کمتر مجالی می دهیم

بیمناکیم از جریان آب

لیک این جنگیست بس نرم و لطیف

آه! دلدار من

دلدار شیرین و ناز و بس شگفت انگیزم

از روشنی سپیده دم تا پایان روز

دوست می دارمت، می دانی دوست می دارمت

Submitted by Farrokh on Woe, 12/09/2012 - 20:28
Comments van auteur:

99words-it.blogfa.com

thanked 5 times
Guests thanked 5 times
Frans

La Chanson des vieux amants

Bekijk video
Reacties