تو عمر منی

Árabe

انت عمری

انت عمری
رجعونی عنیک لأیامی اللی راحوا
علمونی أندم على الماضی وجراحه
اللی شفته قبل ما تشوفک عنیه
عمر ضایع یحسبوه إزای علیّ
انت عمری اللی ابتدی بنورک صباحه
قد ایه من عمری قبلک راح وعدّى
یا حبیبی قد ایه من عمری راح
ولا شاف القلب قبلک فرحة واحدة
ولا داق فی الدنیا غیر طعم الجراح
ابتدیت دلوقت بس أحب عمری
ابتدیت دلوقت اخاف لا العمر یجری
کل فرحه اشتاقها من قبلک خیالی
التقاها فی نور عنیک قلبی وفکری
یا حیاة قلبی یا أغلى من حیاتی
لیه ما قابلتش هواک یا حبیبی بدری
اللیالی الحلوه والشوق والمحبة
من زمان والقلب شایلهم عشانک
دوق معایا الحب دوق حبه بحبه
من حنان قلبی اللی طال شوقه لحنانک
هات عنیک تسرح فی دنیتهم عنیه
هات ایدیک ترتاح للمستهم ایدیه
یا حبیبی تعالى وکفایة اللی فاتنا
اللی شفته قبل ما تشوفک عنیه
عمر ضایع یحسبوه إزای علیّ
انت عمری اللی ابتدی بنورک صباحه
یا أغلى من أیامی
یا أحلى من أحلامی
خدنی لحنانک خدنی
من الوجود وابعدنی
بعید بعید أنا وانت
بعید بعید وحدینا
ع الحب تصحى أیامنا
ع الشوق تنام لیالینا
صالحت بیک ایامی
سامحت بیک الزمن
نستنی بیک آلامی
ونسیت معاک الشجن

 Tentar alinhar
Persa

تو عمر منی

تو زندگی منی
چشمانت مرا به روزهای گذشته بازمی گرداند
به من می آموزند که از گذشته و زخمهایش پشیمان باشم
که من آنها را پیش از این که چشمانم تو را ببینند تجربه کرده بودم
این زندگی از دست رفته برای من چیست
تو زندگی منی که صبح را با نور تو آغاز کردم
چه قدر از زندگی من پیش از تو گذشته و از دست رفته بود
عزیزم! چه قدر از زندگی من گذشت
و قلبم پیش از تو ذره ای از شادی را نچشید
و در این دنیا جز زخم چیزی را تجربه نکرد
حالا دوباره عاشق شدن را در زندگی آغاز کرده ام
و ترسم از گذران زندگی حالا شروع شده است
همه شادی که پیش از تو شورش را داشتم توهم بود
قلب و ذهن من آنها را در نور چشم تو دیدند
ای زندگی قلب من، ای با ارزش تر از زندگی من
چرا من عشق تو را زودتر نیافتم عزیزم
شبهای زیبا و شور و عشق
چه زمان زیادی قلب من همه اینها را برای تو تحمل کرد
عشق را با من تجربه کن، عشق را با عشق تجربه کن
از احساس قلب من که شورش ادامه احساس توست
چشمانت را به من بده و سپس بازتاب چشمانم را در دنیایش ببین
دستانت را به من بده تا به نرمی دستانم را نوازش کنند
آه عزیزم بیا و آنچه بر ما گذشته است را فراموش کن
که من آنها را پیش از این که چشمانم تو را ببینند تجربه کرده بودم
این زندگی از دست رفته برای من چیست
تو زندگی منی که صبح را با نور تو آغاز کردم
ای با ارزش تر از روزهایم
ای با ارزش تر از رویاهایم
مرا به شور و شوقت ببر
مرا از دنیا بگیر و دور کن
دور و دور، من و تو
دور و دور، با هم و تنها
از عشقی که روزهایمان را بیدار می کند
از اشتیاقی که شبهایمان را می خواباند
من با تو با روزهایم به توافق رسیدم
من با تو با روزگار به توافق رسیدم
من با تو دردهایم را فراموش کردم
و با تو اندوهم را فراموش کرد

Submetido por احمد کریمی em Quarta-feira, 27/06/2012 - 03:37
Agradeceu 7 vezes
Usuário
Hafez1 ano 21 semanas
Convidados agradeceram 6 vezes
0
Seus pontos: Nenhum
Por favor, ajuda a traduzir "انت عمری"
Comentários