مهر (Mühür)

Persa translation

مهر

وقتی که عکساتو میبینم لبام مهر میشه(نمیتونم چیزی بگم)
این زندگی بیرحمانه پایان تلخی رو مینویسه
 
دیوارها پر از خزه شدن
قلبم عمیق زخمی شده
سرنوشت نیست این انسانها هستن که آزارت میدن
 
دیگه ستاره ها نمی درخشن
نبودنت مثل تاریکی مطلق میمونه
دیگه صبح طلوع نمیکنه
نبودنت سالهاست که با منه و این بزرگترین درد منه
باور کن جات تو قلبم تغییر نمیکنه هنوز هم برام مثل گذشته ای
 
دیگه بارون بند نمیاد
با تک تک سلول های قلبم میخوام که تو مال من باشی
نبودنت سالهاست که با منه و این بزرگترین درد منه
باور کن جات تو قلبم تغییر نمیکنه هنوز هم برام مثل گذشته ای
 
با تو بهترین خاطرات و روزهای عمرمو داشتم
تو فقط تو قلبم نیستی تو قسمتی از زندگیمی
عشقم
باور کن جات تو قلبم تغییر نمیکنه هنوز هم برام مثل گذشته ای
 
Submetido por firooze68 em Quarta-feira, 11/07/2012 - 20:03
Agradeceu 1 vez
Usuário
gitatinn2 anos 6 semanas
Comentários