زمان در حال گذر است (Time Is Running Out)

Persa translation

زمان در حال گذر است

من فکر می کنم دارم غرق می شم
خفه شدم
می خوام این طلسم رو بشکنم
که تو درستش کردی
 
تو یه موجود زیبایی
یک تناقض
می خوام بازی کنم
می خوام تماس داشته باشم
 
تو باعث مرگ من خواهی شد
تو باعث مرگ من خواهی شد
 
(اگه می تونی) دفنش کن
بهت اجازه نخواهم داد که دفنش کنی
بهت اجازه نخواهم داد که خفه ش کنی
بهت اجازه نخواهم داد که اونو بکشی
 
زمان ما در حال گذر است
زمان ما در حال گذر است
نمی تونی اونو زمین بزنی
نمی تونی جلوی فریادهاش رو بگیری
 
من آزادی می خوام
محدود و محدودتر
من سعی کردم تو رو بالا بکشم
اما من ناتوان بودم
 
حالا می دونی که من به دام افتادم
حسی از سرافرازی
تو هرگز رویایی از
شکستن این یکنواختی رو نداشتی
 
تو زندگی منو تحت فشار قرار خواهی داد
 
(اگه می تونی) دفنش کن
بهت اجازه نخواهم داد که دفنش کنی
بهت اجازه نخواهم داد که خفه ش کنی
بهت اجازه نخواهم داد که اونو بکشی
 
زمان ما در حال گذر است
زمان ما در حال گذر است
نمی تونی اونو زمین بزنی
نمی تونی جلوی فریادهاش رو بگیری
چگونه اینطوری میشه؟
 
تو زندگی منو ازم بیرون خواهی کشید
 
(اگه می تونی) دفنش کن
بهت اجازه نخواهم داد که دفنش کنی
بهت اجازه نخواهم داد که خفه ش کنی
بهت اجازه نخواهم داد که اونو بکشی
 
زمان ما در حال گذر است
زمان ما در حال گذر است
نمی تونی اونو زمین بزنی
نمی تونی جلوی فریادهاش رو بگیری
چگونه اینطوری میشه؟
 
Submetido por Ethree em Terça-feira, 10/04/2012 - 09:13
Agradeceu 6 vezes
Convidados agradeceram 6 vezes
Inglês

Time Is Running Out

See video
Comentários