سقوط یک مرد (Man Down)

traducere în Persană

سقوط یک مرد

قصد نداشتم به زندگی اش پایان دهم
 
می دانم کارم صحیح نبود
 
قصد نداشتم به زندگی اش پایان دهم
 
می دانم کارم صحیح نبود
 
حتی شب ها نمیتوانم بخوابم
 
نمی توانم این را از ذهنم بیرون کنم
 
نیاز دارم تا مدتی خارج از دید باشم
 
قبل از این که پشت بار دیسکو، به قائله خاتمه دهم
 
آن چه در ابتدا به عنوان یک مجادله ساده شروع شد،
 
به وضعیتی دشوار تبدیل شد
 
من فقط به زمان رویارویی می اندیشم
 
و این سبب می شود که بخواهم گریه کنم
 
به این خاطر که من قصد نداشتم به او صدمه بزنم
 
مطمئنا او فرزند کسی بوده است
 
و من وقتی که ماشه ی تفنگ را کشیدم،
 
قلبش را تصاحب کردم
 
بوم بوم بوم
 
سقوط مرد
 
بوم بوم بوم
 
سقوط مرد
 
وای، مادر!
 
من باعث سقوط یک مرد شدم
 
در ایستگاه مرکزی
 
درست مقابل جمعیت
 
وای، چرا؟
 
وای، مادر!
 
من باعث سقوط یک مرد شدم
 
در ایستگاه مرکزی
 
این بار بیست و دوم است
 
که او را "پگی سو" صدا می زنم
 
وقتی که او پا تو کفش من می کند،
 
از من انتظار دارید چه کنم؟
 
اگر مرا احمق فرض کرده ای و به بازی گرفته ای،
 
من هم خونسردی ام را از دست می دهم
 
و آنگاه آغوش آتشینم نصیبت می شود ( روی سگم بالا می آد!!! )
 
نمی خواستم او را زمین بزنم
 
ولی حالا برای بازگشت خیلی دیر است
 
نمیدانی که درباره ی چه فکر می کردم
 
او دیگر زنده نیست!
 
و من می خواهم شهر را ترک کنم
 
به این خاطر که من قصد نداشتم به او صدمه بزنم
 
مطمئنا او فرزند کسی بوده است
 
و من وقتی که ماشه ی تفنگ را کشیدم،
 
قلبش را تصاحب کردم
 
بوم بوم بوم
 
سقوط مرد
 
بوم بوم بوم
 
سقوط مرد
 
وای، مادر!
 
من باعث سقوط یک مرد شدم
 
در ایستگاه مرکزی
 
درست مقابل جمعیت
 
وای، چرا؟
 
وای، مادر!
 
من باعث سقوط یک مرد شدم
 
در ایستگاه مرکزی
 
ببین! هیچ گاه فکر نمیکردم که این کار را انجام خواهم داد
 
هیچ گاه فکر نمیکردم که این کار را انجام خواهم داد
 
هیچ گاه فکر نمیکردم که این کار را انجام خواهم داد
 
چه اتفاقی برای من افتاده است؟
 
چه اتفاقی برای من افتاده است؟
 
چه اتفاقی برای من افتاده است؟
 
چرا ماشه را کشیدم؟
 
چرا ماشه را کشیدم؟ چرا ماشه را کشیدم؟ بــــــــــــــــــــوم!
 
و به زودی پایان یک زندگی فرا خواهد رسید
 
وقتی که ماشه را کشیدم، وقتی که ماشه را کشیدم، آن را به سمت تو کشیدم،
 
یکی به من گفت که من چه کار دارم می کنم؟
 
بوم، بــــــــــــــــــــوم، بوم
 
آن ها گفتند که مردی سقوط کرده است ( شکست عشقی خورده است )
 
بوم، بــــــــــــــــــــوم، بوم
 
و من به مرکز شهر فرار کردم
 
برای این که من حالا یک جنایتکارم
 
خداوندا! ممنون! حالا من یک جنایتکارم!
 
مردی شکست خورده است
 
از قاضی خواهش کنید که در مجازاتم تخفیف قائل شود
 
از شهر فرار می کنم و به [ ] می روم
 
وای، مادر!
 
من باعث سقوط یک مرد شدم
 
در ایستگاه مرکزی
 
درست مقابل جمعیت
 
وای، چرا؟
 
وای، مادر!
 
من باعث سقوط یک مرد شدم
 
در ایستگاه مرکزی
 
Translated to Persian by Reza Mezerji
 
Postat de edris1000 la Miercuri, 25/01/2012 - 18:36
6 (de) mulțumiri
UtilizatorÎnainte cu
Miley_Lovato4 ani 46 de săptămâni
Guests thanked 5 times
Engleză

Man Down

I didn't mean to end his life
I know it wasn't right
I can't even sleep at night
Can't get it out my mind
 

Mai multe

UtilizatorPostat acum
Miley_Lovato4 ani 46 de săptămâni
3
Comentarii