اکنون حالش متوجه من است (It's All Coming Back to Me Now)

енглески

It's All Coming Back to Me Now

 
There were nights when the wind was so cold
That my body froze in bed
If I just listened to it
Right outside the window
 
There were days when the sun was so cruel
That all the tears turned to dust
And I just knew my eyes were
Drying up forever
 
I finished crying in the instant that you left
And I can't remember where or when or how
And I banished every memory you and I had ever made
 
But when you touch me like this
And you hold me like that
I just have to admit
That it's all coming back to me
 
When I touch you like this
And I hold you like that
It's so hard to believe but
It's all coming back to me
(It's all coming back, it's all coming back to me now)
 
There were moments of gold
And there were flashes of light
There were things I'd never do again
But then they'd always seemed right
There were nights of endless pleasure
It was more than any laws allow
Baby, baby
 
If I kiss you like this
And if you whisper like that
It was lost long ago
But it's all coming back to me
 
If you want me like this
And if you need me like that
It was dead long ago
But it's all coming back to me
 
It's so hard to resist
And it's all coming back to me
I can barely recall
But it's all coming back to me now
 
But you were history with the slamming of the door
And I made myself so strong again somehow
And I never wasted any of my time on you since then
 
But if I touch you like this
And if you kiss me like that
It was so long ago
But it's all coming back to me
 
If you touch me like this
And if I kiss you like that
It was gone with the wind
But it's all coming back to me
(It's all coming back, it's all coming back to me now)
 
There were moments of gold
And there were flashes of light
There were things we'd never do again
But then they'd always seemed right
There were nights of endless pleasure
It was more than all your laws allow
Baby, Baby, Baby
 
When you touch me like this
And when you hold me like that
It was gone with the wind
But it's all coming back to me
 
When you see me like this
And when I see you like that
Then we see what we want to see
All coming back to me
 
The flesh and the fantasies
All coming back to me
I can barely recall
But it's all coming back to me now
 
If you forgive me all this
If I forgive you all that
We forgive and forget
And it's all coming back to me
(It's all coming back to me now)
 
And when I touch you like that
(It's all coming back to me now)
If you do it like this
(It's all coming back to me now)
And if we...
 
Поставио/ла: Sarah_aulya У: Понедељак, 09/04/2012 - 04:01
Last edited by Alma Barroca on Четвртак, 02/01/2014 - 14:50
videoem: 
Align paragraphs
превод на персијски

اکنون حالش متوجه من است

Верзије: #1#2
شبهايي بودند كه باد بسیار سرد حاکم بود
تا جایی که بدنم در بستر يخ می کرد
کافی بود که فقط به صدای وزیدن آن گوش بدهم
درست در پشت پنجره
 
روزهايي بود كه خورشيد بسيار بي رحم بود
تا جایی كه تمامي اشكها به خاكستر تبدیل مي‌شدند
و مي‌دانستم كه چشمانم دارند برای همیشه خشک می شوند
 
آنگاه که ترکم کردی، به گریستن پایان دادم
و نمي‌توانم به خاطر بياورم که كجا و كي و چگونه بود
و تمامي خاطراتي را كه تابحال ساخته بودیم از ذهنم پاک کردم
 
اما وقتي كه اينگونه لمسم مي‌كني
و آنگونه در آغوشم مي‌گيری
بیدرنگ می پذیرم که حالش متوجه من است
 
وقتي اينگونه لمست مي‌كنم
و آنگونه در آغوش مي‌گيرمت
باورش بسیار سخت است اما هنوز حالش متوجه من است
هنوز حالش متوجه من است، هنوز حالش متوجه من است
 
لحظه‌هات طلایی را به چشم دیدیم
و بارقه های نور را
كارهايي بودند كه من هرگز آنها را تکرار نکردم اما بعدها فهمیدم که درست به نظر میرسیدند
شبهايي سرشار از لذت بي‌پايان وجود دارند
بسيار فراتر از قاعده یِ قوانین
عزيزم، عزيزم
 
اگر اينگونه ببوسمت
و اگر آنگونه زیر لب سخن بگویی
گرچه این کارها به فراموشي سپرده شده اما همه اش متوجه من است
 
اگر مرا اينگونه مي‌خواهي
و آنگونه به من نياز داری
اين كارها مدتهاست که از ذهن رفته اما هنوز حالش متوجه من است
 
توانم مقاومتم نیست
و هنوز حالش متوجه من است
به وضوح می توانم بخاطر بیاورم اما هنوز حالش متوجه من است
اما هنوز حالش متوجه من است
 
اما تو در را پشت سرت بستی و ضربه نهایی را زدی
و من خود را دوباره به نوعی قوی یافتم
و از آن پس دیگر هرگز وقت و زمانم را خرج تو نکردم
 
اینکه اينگونه تو را لمس كنم
و تو آنگونه مرا ببوسی
مدتها پيش است به سر رسیده
اما هنوز حالش متوجه من است
 
اینکه اينگونه مرا لمس كني
و آنگونه ببوسمت
دیگر بر باد رفته است
اما هنوز حالش متوجه من است
هنوز حالش متوجه من است، حالا هم حالش متوجه من است
 
لحظه‌هات طلایی را به چشم دیدیم
و بارقه های نور را
كارهايي بودند كه من هرگز آنها را تکرار نکردم اما بعدها فهمیدم که درست به نظر میرسیدند
شبهايي سرشار از لذت بي‌پايان وجود داشتند
بسيار فراتر از قاعده یِ قوانین
عزيزم، عزيزم، عزيزم
 
زماني كه مرا اينگونه لمس مي‌كنی
و آنگونه در آغوش مي‌كشی
همه چیز بر باد رفته است
اما حالش متوجه من است
 
زماني كه اينگونه نگاهم میکنی
و من آنگونه تو را می ‌نگرم
ما آن چیزی را که می خواهیم می بینیم
و حالش متوجه من است
 
هوس و تخیل
متوجه من خواهند شد
به صراحت می گویم که حالش متوجه من است
 
اگر تمامی اينها را بر من مي‌بخشي
اگر تمامی آنها را بر تو ببخشم
آنگاه بخشیده ایم و فراموش کرده ایم
و حال همه آنها متوجه من است
 
زماني كه اينگونه نگاهم میکنی
و من آنگونه تو را می ‌نگرم
ما آن چیزی را که می خواهیم می بینیم
و حالش متوجه من است
و اگر ما ...
 
Поставио/ла: m.r.sameti У: Четвртак, 12/01/2017 - 11:01
Извор превода:
Коментари