این دوزخ نیست (Non è l'inferno)

превод на персијски

این دوزخ نیست

زندگی و خونم را به پای وطنم ریختم
و در دستان پروردگار و دست به دعا
باز هم نمی توانم ماه را به پایان برسانم
 
هنگامی که پدر می شدم سوگند خوردم
دو جنگ را بدون هیچ ضمانتی برای بازگشت به پشت سر گذاشتم
و تنها نشان افتخار نصیبم شد
 
اگر کسی این واژه های ساده من را می شنود
بداند که برای آن بیچارگانی لب به سخن گشوده ام که
هنوز به نیکی ایمان دارند
 
ای تویی که هوشیاری و به سرزمینت باور داری
بگو که چه کنم
که نان شبم را در بیاورم
که سقف بالا سری داشته باشم
بگو که چه کنم
 
نه، این دوزخ نیست
اما درک نمی کنم
چطور می توان پنداشت
که مرگ آسان تر است
نه، ادعایی ندارم
اما هنوز رویای اینکه
تو به سخنام گوش فرا دهی و واژگانم ناشنیده نمانند را در سر می پرورانم
 
او را دعوت کرده ام، نه برای همدری
بلکه برای اینکه در چهره اش نگاه کنم و طعم
کمی شراب و کمی خوراک را بچشد
 
اگر بداند چه ها کشیدم تا با
پسر 30 ساله ام
که از ازدواج و سرشت پدر شدن واهمه دارد چند کلمه ای صحبت کنم
 
اگر بداند که چقدر تصور اینکه
برای یک روز کاری هنوز
افرادی هستند که نسبت به
آنان که به آینده کشور ایمان دارند حق و حقوق بیشتری دارند دشوار است
 
نه، این دوزخ نیست
اما درک نمی کنم
چطور می توان پنداشت
که مرگ آسان تر است
نه، ادعایی ندارم
اما هنوز رویای اینکه
تو به سخنام گوش فرا دهی و واژگانم ناشنیده نمانند را در سر می پرورانم
نا نا نا نا نا...
چطور می توان پنداشت
که مرگ آسان تر است
نه، ادعایی ندارم
اما هنوز رویای اینکه
تو به سخنام گوش فرا دهی و واژگانم ناشنیده نمانند را در سر می پرورانم
و واژگانم ناشنیده نمانند
و واژگانم ناشنیده نمانند
و واژگانم ناشنیده نمانند
 
Поставио/ла: vainelämää У: Субота, 20/09/2014 - 12:32
захваљено 1 пут
Guests thanked 1 time
италијански

Non è l'inferno

Коментари