La voglia che non vorrei (إلى الفارسية ترجم)

الإعلانات
إلى الفارسية ترجمالفارسية
A A

خواسته ای که نمی خواهم

می دانم چه نقشی برایم بازی میکنی (اگه درست نیست، بگین)
 
متفاوت از خیلی ها ی دیگر
 
چه لبخندی در سر داری
 
احساس ضعیفی دارم
 
که فکر می کنی نمی لرزی (خودمم نفهمیدم منظورش چیه)
 
می دانم که نگاه پر می کشد
 
تا درازای آن چشم ها
 
می دانم آب خواهد شد
 
طلسم مانند دود (می دانم طلسم مانند دود آب خواهد شد و از بین خواهد رفت)
 
سپس مرا از درون خواهد سوزاند
 
تشنگی تو، رنج من
 
تو تنها خواسته ای هستی که نمی خواهم (تنها چیزی هستی که نمی خواهم)
 
دیده ام که برایم می گریستی
 
و حالا دیگر من گذشته ی تو ام
 
می دانم چرا خود را مقصر می دانی
 
اینجا پشت در خانه ام
 
دنبال چه بهانه ای هستی؟
 
در برگردان از شیشه ای
 
خورشیدی که غروب میکند
 
و تو این کار را نمی کنی
 
تو دیگر بی هیچ مرزی
 
ستاره ای گم شده در آسمان هایم
 
تو تنها خواسته ای هستی که نمی خواهم (تنها چیزی هستی که نمی خواهم)
 
دیده ام که برایم می گریستی
 
و حالا دیگر من گذشته ی تو ام
 
دیوانگیست...!!!
 
هر حرکتی از تو سر می زند
 
این طلسم رنگ می بازد
 
حال که دیگر از آن کم نیستی
 
می دانم آن آتش شگفت-انگیز را
 
برافروخته ام و دیری نمی پاید
 
می دانم آب خواهم
 
نخست من، طلسم را
تو تنها خواسته ای هستی که نمی خواهم (تنها چیزی هستی که نمی خواهم)
 
دیده ام که برایم می گریستی
 
و حالا دیگر من گذشته ی تو ام
 
دیوانگیست...!
 
هر حرکتی از تو سر می زند
 
این طلسم رنگ می بازد
 
حال که دیگر از آن کم نیستی
 
حال که دیگر با من نئی...
 
تم نشره بواسطة FarrokhFarrokh في الخميس, 13/09/2012 - 15:46
الأيطاليةالأيطالية

La voglia che non vorrei

التعليقات