Ya Merayti (يا مرايتى) (إلى الفارسية ترجم)

الإعلانات

Ya Merayti (يا مرايتى)

يا مرايتى من كام سنه لليوم قديش اتغيرت
يا مرايتى من كام سنه لليوم انا كم مره خسرت
 
يا مرايتى يا اللى بتعرفى حكايتى
انتى بتعرفى شو شفت وبتعرفى من شو خفت
 
كم مره بوشك وقفت قلتلك هيدى نهايتى
يا مرايتى يا اللى بتعرفى حكايتى زهقانه
من كل الدنيا
 
تعبانه مدرى شو بنى كل يوم عم عيشو سنه
معقول هيدى نهايتى يامرايتى شو ضيعت شو
الايد وشو باقى فرص
 
يامرايتى قلبى تعب عن جد من كل القصص
يا مرايتى يا اللى بتعرفى حكايتى مقهوره من
غدر البشر مهمومه قاتلنى الضجر
 
فى جروح عم تترك اثر ترسم طريق نهايتى
يا مرايتى يا اللى بتعرفى حكايتى
 
مجروح قلبى وما جرحت عجروحى قلبى اتمرجحت
من يوم يومى ما فرحت قوليلى وين بدايتى
 
تم نشره بواسطة wuhuahua089wuhuahua089 في الأثنين, 28/07/2014 - 17:45
تم تعديله آخر مرة بواسطة GeheiligtGeheiligt في الأثنين, 02/01/2017 - 17:58
إلى الفارسية ترجمالفارسية
Align paragraphs
A A

ای آیینه

ای آیینه ، در این چند سال چقدر تغییر کردم من
ای آیینه ، در این چند سال چند بار آزار دیدم
 
ای آیینه ، داستان مرا می دانی
تو هر چه دیده ام دیده ای و همه ی ترس هایم را می دانی
 
چند بار در مقابل تو ایستادم و گفتم که این آخر داستان من است
ای آیینه ، داستان مرا می دانی ، می دانی که آزار دیدم
از تمام این دنیا
 
خسته ام و دردم را می دانی ، هر روز برایم مثل یک سال می گذرد
انگار که این آخر داستان من است ای آیینه ، چه از دست رفت ، چه
به دست آمد و چه تغییر کرد
 
ای آیینه ، واقعا قلبم از همه ی داستان ها خسته است
ای آیینه ، داستان مرا می دانی که چطور شکست خوردم از
تمامی آدم ها و به دست آنها کشته شدم با ضجر
 
طوری زخم خوردم که انگار به آخر خط رسیدم
ای آیینه ، داستان مرا می دانی
 
قلبم زخم خورد و اما به قلب هیچ کسی زخمی نزدم
و به زخم هایم غلبه کردم و تاب آوردم
هرگز شادی را تجربه نکردم
به من بگو شروع داستان من کجاست ؟
 
تم نشره بواسطة mahfmahf في الجمعة, 01/08/2014 - 21:49
التعليقات