Goodbye Agony (превод на персийски)

Реклама
превод на персийскиперсийски
A A

خداحافظ رنج و عذاب

بهشت رفته، بازي برده شده
من مجبور بودم خداحافظي كنم
از همه ي افسانه هايي كه ذهنت نوشته
درس گرفتم و باهاشون زندگي كردم
نمي دونم چطوري از
چيزهايي كه درونم داشتم بگذرم
كارتام رو روي ميز ميذارم*
با خون خط رو مشخص مي كنم*
همه ي غرورم رو دادم رفت
 
زندگي فلاكت بار
هميشه همون جا بوده، فقط از زير
بي سروصدا دائما در حال رفت آمد بوده و من تنها بودم*
داره منو مي كشه
مرده و رفته، گذشته ها گذشته
تو همه اون چيزي بودي كه من شده بودم
من دارم قيد اون چيزي رو كه يه روزي بهش اعتقاد داشتم ميزنم
پس خداحافظ رنج و عذاب
 
سال ها كه ميگذرن
ستاره ها و خورشيد هاي در حال غروب رو نگاه مي كنم
نمي دونستم كه اميد كشنده ست
تا وقتي كه تو چشماش نگاه كردم
و حالا مطمئن نيستم كه بتونم
به اون طرف برسم
دارم نور ها رو بيرون ميندازم
 
زندگي فلاكت بار
هميشه همون جا بوده، فقط از زير
بي سروصدا دائما در حال رفت آمد بوده و من تنها بودم
داره منو مي كشه
مرده و رفته، گذشته ها گذشته
تو همه اون چيزي بودي كه من شده بودم
من دارم قيد اون چيزي رو كه يه روزي بهش اعتقاد داشتم ميزنم
پس خداحافظ رنج و عذاب
خداحافظ رنج و عذاب
 
توي بخشيدن تنها نيستن
كسي كه وفاداره و كسي كه كوره
بي گناهي متروك شده
و من همه رو پشت سر باقي ميذارم
و بعد مي بينم كه حتي فرشته ها هم هيچوقت نمي ميرن
 
زندگي فلاكت بار
هميشه همون جا بوده، فقط از زير
بي سروصدا دائما در حال رفت آمد بوده و من تنها بودم
داره منو مي كشه
مرده و رفته، گذشته ها گذشته
تو همه اون چيزي بودي كه من شده بودم
من دارم قيد اون چيزي رو كه يه روزي بهش اعتقاد داشتم ميزنم
پس خداحافظ رنج و عذاب
خداحافظ رنج و عذاب
خداحافظ رنج و عذاب
 
Публикувано от NutellaRsNutellaRs в пон., 16/05/2016 - 12:53
Коментари на автора:

* يعني چيزي رو قايم نمي كنم
* مرز بين دو چيز رو
* چيزي انقدر به ذهن خطور مي كنه كه فراموش نشه

английскианглийски

Goodbye Agony

Коментари