Heroes (превод на Персийски)

Advertisements

قهرمان ها

می تونی از چهرش تشخیص بدی
چشم های قرمزش می گن که در امان نیست
از کجا باید بدونه که چه معنی ای داره
اون فقط سیزده سال داره
زیر لحافش جاییه که قایم می شه
تا صدای جیغ نصف شب رو خفه کنه
اون زندگی قبلی رو به یاد نمیاره
مامان و بابا به جنگ رفتن
 
دختر کوچولوی بیچاره پر از گیجیه
هر چقدر که دلت بخواد گریه کن چون تو آدمی
تمام اون عشق فقط توهم بوده؟
بابا برنمی گرده خونه
مامان خوابه و بوی ویسکی می ده
قول بده وقتی پنجاه ساله شدی، اینجوری نباشی
تا هنوز گناه بال های تو رو هم نبریده پرواز کن
چون همه ی قهرمان های تو
پوست و استخوان شدن
 
وسایی که دوست داشت رو داخل یه کیف گذاشت
ته دلش خودش رو مقصر می دونست
اون جای دیگری برای رفتن نداره
ولی به نظرش این بهتر از چیزیه که می دونه
و به محض اینکه پاش رو داخل تاریکی گذاشت
موهای کثیف و فلب پرش
هوای خیلی خیلی سرد داخل ریه هاش
روی زبونش یه دونه برف رو گرفت
 
دختر کوچولوی بیچاره پر از گیجیه
هر چقدر که دلت بخواد گریه کن چون تو آدمی
تمام اون عشق فقط توهم بوده؟
بابا برنمی گرده خونه
مامان خوابه و بوی ویسکی می ده
قول بده وقتی پنجاه ساله شدی، اینجوری نباشی
تا هنوز گناه بال های تو رو هم نبریده پرواز کن
چون همه ی قهرمان های تو
پوست و استخوان شدن
 
و همین که من صدای بستن درت رو شنیدم
رفتم پشت پنجره و
جای پای خواهر بزرگترم رو روی برف دیدم
از اون موقع روزی نگذشته که من اسمت رو نیارم و
نپرسم که کجا، کجا رفتی؟
 
دختر کوچولوی بیچاره پر از گیجیه
هر چقدر که دلت بخواد گریه کن چون تو آدمی
تمام اون عشق فقط توهم بوده؟
بابا برنمی گرده خونه
مامان خوابه و بوی ویسکی می ده
قول بده وقتی پنجاه ساله شدی، اینجوری نباشی
تا هنوز گناه بال های تو رو هم نبریده پرواز کن
چون همه ی قهرمان های تو
پوست و استخوان شدن
 
Пуснато от Sonia SSonia S в Нед, 05/06/2016 - 06:39
АнглийскиАнглийски

Heroes

See also
Коментари