Lonely Together (превод на Персийски)

Advertisements
превод на Персийски
A A

با هم تنها

تویی و دنیات،ولی من بینشون گیر کردم
من چاقو رو از لبه تیزش در دست گرفتم یکم فقط درد گرفت
و میدونم،میدونم،میدونم و میدونم که میتونم دوست تو باشم
آره،عقلم یا قلبم،بین این دو تا گیر افتادم
 
دستام خسته هستن،ولی نه اونقدر خسته
تو آن سرخوشی ای هستی که نمیتونم ازت بگذرم
ای خدا،شروع میکنیم
 
شاید فردا از خودم متنفر بشم،ولی امشب به سویت میایم
در ته بطری
تو همان زهر در شرابی
و میدونم که نمیتونم تورو تغییر بدم و خودم عوض نمیشم
شاید فردا از خودم متنفر بشم،ولی امشب به سویت میایم
بزار با هم تنها باشیم
یه کم کمتر احساس تنهایی کنیم وقتی باهمیم
 
به بلوزم خوب نگاه میکنم،و انگار مثل بار اوله
قبل اینکه قلبم انقدر تند بزنه و قلب هر دومون از تپش وایسه
و میدونم،میدونم،میدونم،و من میدونم که این ماجرا چه طوری تموم میشه
حالا هر دومون حالمون پریشونه و مثل بار اول میمونه که همدیگرو دیدیم
 
شاید فردا از خودم متنفر بشم،ولی امشب به سویت میایم
در ته بطری
تو همان سم در شرابی
و میدونم که نمیتونم تورو تغییر بدم و خودمم هم عوض نمیشم
شاید فردا از خودم متنفر بشم،ولی امشب به سویت میایم
بزار با هم تنها باشیم
یه کم کمتر احساس تنهایی کنیم وقتی باهمیم
بزار با هم تنها باشیم
یه کم کمتر احساس تنهایی کنیم وقتی باهمیم
 
دستام خسته هستن،ولی نه اونقدر خسته
تو آن سرخوشی ای هستی که نمیتونم ازت بگذرم
ای خدا،شروع میکنیم
 
شاید فردا از خودم متنفر بشم،ولی امشب به سویت میایم
در ته بطری
تو همان زهر در شرابی
و میدونم که نمیتونم تورو تغییر بدم وخودم هم عوض نمیشم
شاید فردا از خودم متنفر بشم،ولی امشب به سویت میایم
بزار با هم تنها باشیم
یه کم کمتر احساس تنهایی کنیم وقتی باهمیم
بزار با هم تنها باشیم
یه کم کمتر احساس تنهایی کنیم وقتی باهمیم
 
Пуснато от mehran vaezimehran vaezi в Втр, 12/03/2019 - 13:56
Добавен превод, изпълнявайки заявка, направена от jargjarg
АнглийскиАнглийски

Lonely Together

Коментари