A Thousand Kisses Deep (превод на Персийски)

Advertisements
Английски

A Thousand Kisses Deep

The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat.
You win a while, and then it’s done –
Your little winning streak.
And summoned now to deal
With your invincible defeat,
You live your life as if it’s real,
A thousand kisses deep.
 
I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
You lose your grip, and then you slip
Into the Masterpiece.
And maybe I had miles to drive,
And promises to keep:
You ditch it all to stay alive,
A thousand kisses deep.
 
And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A thousand kisses deep.
 
Confined to sex, we pressed against
The limits of the sea:
I saw there were no oceans left
For scavengers like me.
I made it to the forward deck.
I blessed our remnant fleet –
And then consented to be wrecked,
A thousand kisses deep.
 
I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
I guess they won’t exchange the gifts
That you were meant to keep.
And quiet is the thought of you,
The file on you complete,
Except what we forgot to do,
A thousand kisses deep.
 
And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A thousand kisses deep.
 
The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat.
 
Пуснато от christinakchristinak в Четв, 05/01/2012 - 04:22
превод на Персийски
Подравни параграфите
A A

اعماق هزاران بوسه

كره اسبان مي دوند و دختركان جوانند
برگ اقبال آماده برگشتن.
مدتها پيروز ميدان بودي و روزي به پايان رسيد
دورپيروزيهاي كوچك تو
و در همان لحظه اعلام كردي
كه با شكست مغلوب نشدني ات كنار خواهي آمد.
و زندگي مي كني انگونه كه واقعيست
در اعماق هزاران بوسه
 
من دوباره روسپي مي شوم و نعشه
و به خيابان بوگي بر مي گردم
تو كنترل خود را از دست مي دهي و
مي لغزي بر اين شاهكار .
و شايد من بايد فرسنگها مي راندم
و عهدهايي را نمي شكستم
و تو همه چيز را رها مي كني تا زنده بماني
در اعماق هزاران بوسه
 
گاه گداري كه شب به كندي مي گذرد
رنجيده و آرام
قلبهايمان را دور هم جمع مي كنيم
و مي رويم به اعماق هزاران بوسه
 
محبوس در سكس ، به محدوده درياها
فشار آورديم
من ديدم براي لاشخوراني چون من
اقيانوسي باقي نمانده بود.
من آن را به سمت جلوي عرشه هدايت كردم
متبرك كردم ردپاي ناوگانمان را
و در نهايت رضايت دادم به كشتي شكستگي
در اعماق هزاران بوسه
 
دوباره روسپي مي شوم و نعشه
و به خيابان بوگي بازمي گردم.
فكر مي كنم آنها هدايايي را كه قصد
نگه داشتنشان را داشتيد معاوضه نمي كنند.
و فكر و خيالت آرام است
و پرونده ات تكميل
به غير از آنچه كه فراموش كرديم انجام دهيم
در اعماق هزاران بوسه
 
گاه گداري كه شب به كندي مي گذرد
رنجيده و آرام
قلبهايمان را دور هم جمع مي كنيم
و مي رويم به اعماق هزاران بوسه
 
كره اسبان مي دوند و دختركان جوانند
برگ اقبال آماده برگشتن.
 
Пуснато от arc-en-cielarc-en-ciel в Срд, 30/07/2014 - 18:14
Добавен превод, изпълнявайки заявка, направена от hossein.ardestanihossein.ardestani
Коментари