Advertisement

Castle on the Hill (Persian translation)

Advertisement
Persian translation

قلعه ی روی تپه

وقتی شش سالم بود پام شکست
داشتم از دست برادرم و دوستاش فرار میکردم
بوی شیرین عطر علف های کوهی که ازش قل خوردم اومدم پایین رو چشیدم
اون موقع جوونتر بودم ، به همون موقعها برم گردون که
که قلبم رو پیدا کردم و شکستمش همینجا
دوست پیدا کردم و طی سالها از دستشون دادم
و مدت هاست که دشت های غران رو ندیدم
میدونم بزرگ شدم
ولی دیگه نمیتونم صبر کنم تا برم خونه
 
من تو راهم
با سرعت نود میرونم پایین جاده خارج از شهر
با آهنگ تونی دنسر میخونم
و دلم واسه حسی که بهم میدین تنگ شده، این واقعیه
ما با هم غروب خورشید رو تماشا کردیم
روی قلعه ی رو تپه
 
پانزده ساله بودیم و سیگار با دست رول شده میکشیدیم
توی دشتا از دست قانون فرار میکردیم
و با دوستامون مست میکردیم
توی یه شب جمعه اولین بوسه ام رو گرفتم
هدس میزنم درست انجامش ندادم
اون موقع جوونتر بودم
برم گردون به موقع که ما
 
شغلایی تو آخر هفته پیدا کردیم ، وقتی که حقوق گرفتیم
و نوشیدنی های ارزون خریدیم و همشون رو یه کله خوردیم
من و دوستام خیلی وقته که دیگه بالا نیوردیم
اوه چطور انقدر بزرگ شدیم
نمی تونم دیگه صبر کنم تا برگردم خونه
 
من تو راهم
با سرعت نود میرونم پایین جاده خارج از شهر
با آهنگ تونی دنسر میخونم
و دلم واسه احساسی که بهم میدین تنگ شده، این واقعیه
ما با هم غروب خورشید رو تماشا کردیم
روی قلعه ی رو تپه
 
یکی از دوستام از اینجا رفت تا بره تو کاره فروشه لباس
یکیشون همین پایین تو ساحل کار میکنه
یکیشون دوتا بچه داره ولی تنها زندگی میکنه
یکیشون برادرش کلی مواد مصرف کرد و مرد
یکیشون به همین زودی زن دومش هم گرفت
یکیشون به زحمت میتونه خرج خودشم در بیاره
ولی این آدما منو بزرگ کردن
و من نمی تونم دیگه صبر کنم تا برگردم خونه
 
و توی راهم
هنوز این جاده های قدیم خارج از شهر رو یادمه
وقتی که جوابها رو نمیدونستیم
و من دلم واسه اون حسی که بهم میدین تنگ شده ، این واقعیه
من غروب خورشید رو نگاه کردیم
روی قلعه ی روی تپه
 
Submitted by Alice Cullen on Wed, 28/06/2017 - 08:42
English

Castle on the Hill

Comments