Advertisement

El olvido (Persian translation)

Advertisement
Persian translation

فراموشی

تمام شد
جایت نمی دهم ، در آغوشم
تمام شد
جای نمی دهم شراب و گل بیشتری را در ایوان
تمام شد
جای ندارد چیزی جز خشم در نگاهم
تمام شد
در پی تن بر بستر آرمیده ام مباش
 
نه ، شاید ، نیمه گمشده ات نبودم
اکنون می دانم که خوب نیست حالمان و دیگر تمام شد
اگر از این عشق دست شسته ای
من نیز خواهم رفت پیش از آنکه فراموشی فرا رسد
بیرون خواهم زد از این رویای ممنوعه
مجازات خواهم کرد زمانی را که زندگی کردم با تو
اگر راه خروجی نیست این عشق را
بهتر این است بی درنگ بگذرم
نمی خواهم وانمود کنم که هنوز می خواهم برایت بمیرم
زمانی که گشودی تنها زخمایم را
 
تمام شد
ترانه ام دیگر این درد را تسلی نمی دهد
تمام شد
سقوط کرد پادشاهیمان به خاطر تقصیراتمان
تمام شد
حداقل شجاعت روبرو شدن با این پایان را داشته باشیم
جستجو کنیم راهی برای خروج ، بدون ترس اینکه یکدگر را بکشیم
 
نه ، شاید ، نیمه گمشده ات نبودم
که امروز، رفتنم را به نظاره می نشینی و هراس نداری حتی اندکی
اگر از این عشق دست شسته ای
من نیز خواهم رفت پیش از آنکه فراموشی فرا رسد
بیرون خواهم زد از این رویای ممنوعه
مجازات خواهم کرد زمانی را که زندگی کردم با تو
اگر راه خروجی نیست این عشق را
بهتر این است بی درنگ بگذرم
نمی خواهم وانمود کنم که هنوز می خواهم برایت بمیرم
زمانی که گشودی تنها زخمایم را
 
تمام شد ، رویای یک آینده برای تو و من
تمام شد ، فکر با هم بودن
اکنون دیگر تنها هستم و هنوز عشق را باور دارم
گر چه گهگاهی آزارم می دهد ، چه بخواهم ، چه نه
چیره می شود قلب سخت مرا
 
اگر از این عشق دست شسته ای
من نیز خواهم رفت پیش از آنکه فراموشی فرا رسد
بیرون خواهم زد از این رویای ممنوعه
مجازات خواهم کرد زمانی را که زندگی کردم با تو
اگر راه خروجی نیست این عشق را
بهتر این است بی درنگ بگذرم
نمی خواهم وانمود کنم که هنوز می خواهم برایت بمیرم
زمانی که گشودی تنها زخمایم را
 
Submitted by i.salari on Tue, 21/11/2017 - 19:18
Spanish

El olvido

Comments