Richard Marx - Hazard (Persian translation)

English

Hazard

My mother came to Hazard
When I was just seven
Even then the folks in town
Said with prejudiced eyes
That boy's not right
 
Three years ago
When I came to know Mary
First time that someone looked
Beyond the rumors and lies
And saw the man inside
 
We used to walk down by the river
She loved to watch the sun go down
We used to walk along the river
And dream our way out of this town
 
No one understood
What I felt for Mary
No one cared until the night
She went a-walking alone
And never came home
 
Man with a badge
Came knocking next morning
Here was I surrounded by
A thousand fingers suddenly
Pointed right at me
 
I swear I left her by the river
I swear I left her safe and sound
I need to make it to the river
And leave this old Nebraska town
 
I think about my life gone by
How it's done me wrong
There's no escape for me this time
All of my rescues are gone
Long gone
 
I swear I left her by the river
I swear I left her safe and sound
I need to make it to the river
And leave this old Nebraska town
 
Submitted by hamide on Mon, 17/12/2012 - 07:06
Last edited by Hansi K_Lauer on Sun, 15/01/2017 - 03:09
Align paragraphs
Persian translation

هزارد

مادرم به "هزارد" آمد
هنگامی که تنها 7 سالم بود
از آن زمان مردم آن محل
با پیش داوری میگفتند
این پسر مشکل دار است
سه سال پیش
هنگامی که تازه با "مری" آشنا شدم
اولین بار بود که شخصی
از ورای دروغها و شایعات نگریست
و خود درونم را دید
معمولا کنار رودخانه با هم قدم می زنیم
او دوست داشت خورشید در حال غروب را تماشا کند
از کنار رودخانه باهم قدم می زدیم
و رویای خروج از این شهر را در ذهن می پروراندیم
هیچکس نفهمید
چه حسی به مری داشتم
هیچکس اهمیتی نداد تا آن شبی که
او تنها رفت قدم بزند
و هیچوقت بر نگشت
کلانتر محل
صبح روز بعد ،در خانه را زد
در این جا بود که هزاران انگشت اتهام
ناگهان به من اشاره شد
سوگند می خورم او را کنار رودخانه رها کردم
سوگند می خورم صحیح و سالم رهایش کردم
نیاز دارم خودم را به رودخانه برسانم
و این شهر قدیمی نبراسکا را ترک کنم
به زندگی گذشته ام می اندیشم
که چقدردر حقم بدی کرده است
این بار هیچ راه فراری ندارم
تمام راههای نجاتم از بین رفته اند
مدتهاست از بین رفته اند
سوگند می خورم او را کنار رودخانه رها کردم
سوگند می خورم صحیح و سالم رهایش کردم
نیاز دارم خودم را به رودخانه برسانم
و این شهر قدیمی نبراسکا را ترک کنم
 
Submitted by persianflower on Wed, 13/11/2013 - 20:41
Added in reply to request by hamide
Author's comments:

هزارد= نام شهر ، در اصل به معنای خطر است

5
Your rating: None Average: 5 (1 vote)
Comments
Hansi K_Lauer    Sat, 21/01/2017 - 04:58

Lyrics are split up in verses now.
Pls adapt your translation.
Wink smile

N.F.    Sun, 25/02/2018 - 06:31
5